تبليغاتX
313javan - مهدی در آیات

در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم:

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.»

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:

«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»

3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود:

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.»

4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:

«اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.»

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مسجدمقدس جمکران

لینک ثابت

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مىآورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مىسازم.

و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مىكنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مىدهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مىكشانم، و به دست او و با علم خود سرزمينها و دل بندگانم را حياتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخيرههاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مىسازم.

و با اراده خود او را بر نهانىها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مىگردانم و با فرشتگان خود او را يارى مىرسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مىباشد.»

2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مىگذرى؟!

خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مىگيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مىرسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.

در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»

 

منبع: پایگه اطلاع رسانی مسجد مقدس جمکران

 

لینک ثابت
قرآن و مهدویت
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی
قيام و انقلاب جهانی واپسين ذخيره الهی، بزرگ‌ترين حادثه نظام آفرينش, در صحيفه آسمانی مسلمانان, فراوان مورد توجّه و اشارت قرار گرفته است.        بدون ترديد آيات نورانی قرآن كريم در باره اين ظهور و قيام ـ مانند بسياري از زمينه‏هاي ديگرـ بدون اين كه وارد جزئيات شود، به صورت اصولي و كلّي بحث كرده، از تشكيل حكومت عدل جهاني و پيروزي كامل بندگان شايسته در روي زمين سخن گفته است. اين گونه آيات را مفسران بزرگ شيعه و برخي مفسران اهل سنّت، به استناد سخنان نوراني معصومين علیهم السلام و دانشوران بزرگ اسلامي، مربوط به حضرت مهدي  علیه السلام ، ظهور و قيام جهاني آن حضرت  دانسته‏اند.    از مجموع آيات قرآني ـ كه ناظر به اين موضوع دانسته شده، و صراحت بيشتري دارد، جهت رعايت اختصارـ فقط به برخي  اشاره مي‌شود[1]:آيه نخست: خداوند بزرگ, آن گاه که آفتاب اميد و آرزوی راستين را در تاريکی ظلم و ستم, بر قلب بندگان شايسته خود تابيد, فرمود:( َلقَدْ كَتَبْنا فِي الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّكْرِ أنّ الارضَ يرِثُها عِبادِي‏َ الصّالِحُونَ)؛[2] و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايستة ما به ارث خواهند برد.  پيش از آن‌که به روايات معصومين علیهم السلام ذيل آيه اشاره شود توضيح اين نکات لازم است که:   ـ «زبور» داود ـ يا به تعبير کتاب‌هاي عهد قديم «مزامير داود»ـ عبارت است از: «مجموعه‏اي از مناجات‌ها و نيايش‌ها و اندرزهاي داود پيامبر  علیه السلام  ».[3]     ـ «ذكر» در اصل به معناي چيزي است كه مايه تذكر و يادآوري باشد؛ ولي در اين آيه ـ به قرينه معرفي آن قبل از زبور ـ به كتاب آسماني حضرت موسي  علیه السلام ، (تورات) تفسير شده است.   ـ «الارض» به مجموع كره زمين گفته مي‏شود؛ مگر اين كه قرينه خاصّي در كار باشد.   ـ «ارث» يعني چيزي كه بدون معامله و داد و ستد، به كسي انتقال مي‏يابد. و در قرآن كريم گاهي به معناي تسلط و پيروزي يك قوم صالح بر قوم ناصالح و در اختيارگرفتن موهبت‌ها و امكانات آنها گفته شده است.[4]     با توجه به اضافه شدن «بندگان» به «خدا»، ايمان و توحيد آنان روشن مي‏شود و با توجه به كلمه «صالحون» همه شايستگي‌ها به ذهن مي‌آيد: عمل،تقوا، علم و آگاهي، قدرت و قوت، و تدبير و نظم و درك اجتماعي.    هنگامي که بندگان با ايمان، اين شايستگي‌‌‌ها را براي خود فراهم سازند، خداوند نيز ياري مي‌كند تا آنان بر مستكبران غلبه يابند، دست‌هاي آلوده‏شان را از حكومت زمين كوتاه كنند، و وارث ميراث‌هاي آنها گردند.    بنابراين، «استضعاف» فقط دليل بر پيروزي بر دشمنان و حكومت بر زمين نيست؛ بلكه وجود ايمان و كسب شايستگي‌ها بايسته است و مستضعفان جهان تا زماني كه اين دو اصل را زنده نكنند به حكومت زمين نخواهند رسيد. خداوند در اين آيه به يكي از روشن‌ترين پاداش‌هاي دنيوي صالحان  كه حكومت روي زمين است اشاره كرده است. بعضی از روايات اين رخداد مهم را در عصر ظهور حضرت مهدي عجل الله فرجه  دانسته‌اند.    در تفسير اين آيه امام باقر   علیه السلام   فرمود: «[اين بندگان صالح]، همانا آل محمّد هستند كه خداوند مهدي آنها را پس از كوشش آنها مبعوث مي‌نمايد پس ايشان را عزّت داده، دشمنانشان را ذليل خواهد كرد».[5]     البته مفهوم اين روايات، انحصار نيست، بلكه بيان يك مصداق عالي و آشكار است، و اين تفسيرها هرگز فراگيری مفهوم آيه را محدود نمي‌سازد.    اين تعبيرها، دليل بر عموميت حكومت صالحان است و به‌طور كامل با احاديث قيام حضرت مهدي عجل الله فرجه   تطبيق مي‌كند. گرچه براي آنها كه بيشتر, حكومت ستمگران را ديده‌اند، مشكل است اين حقيقت را به آساني بپذيرند كه تمام اين حكومت‌ها بر خلاف و قوانين جهان آفرينش است و آن چه با آن هم آهنگ مي‌باشد همان حكومت صالحان با ايمان است .    ولي تحليل‌هاي فلسفي به اين جا  مي‌رسد كه اين يك واقعيت است؛ بنابراين جمله (أَنَّ الارضَ يرِثُها عِبادِي‏َ الصّالِحُونَ) پيش از آن كه يك وعده الهی باشد يك قانون تكويني محسوب مي‏شود.    نتيجه اين كه: نظام آفرينش دليل روشني بر پذيرش يك نظام صحيح اجتماعي در آينده، در جهان انسانيت خواهد بود، و اين همان چيزي است كه از آيه مورد بحث، و احاديث مربوط به قيام مصلح بزرگ جهاني استفاده مي‌شود. [6]    علامه طباطبايي پس از بيان ديدگاه‌های گوناگون در باره انواع وراثت مي‌نويسد: «از همين‌جا معلوم می‏شود كه آيه مورد بحث، خاصّ به يكی از دو وراثت‏های دنيايی و آخرتی نيست بلكه هر دو را شامل می‏شود. و مفسرينی كه آن را به وراثت آخرتی اختصاص داده‏اند و به آياتی كه مناسب با آن وراثت است تمسك جسته و چه بسا گفته‏اند همين معنا متعيناً مقصود است چون پس از اعاده ديگر زمينی نيست تا صالحان آن را ارث ببرند، حرف درستی نزده‏اند، زيرا معلوم نيست كه آيه مورد بحث عطف بر آيه قبلی‏اش كه متعرض مسئله اعاده بوده، شده باشد تا بگوييد پس از اعاده ديگر زمينی باقی نمی‏ماند. و ممكن است عطف به اول آيات باشد كه می‏فرمود: gفمن يعمل من الصالحاتf. آن مفسرينی هم كه آيه را به وراثت دنيايی اختصاص داده، حمل بر دورة  ظهور اسلام و يا دوران مهدی   علیه السلام   ـ كه رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم  در اخبار متواتره از آن خبر داده و شيعه و سنّی آنها را نقل كرده‏اند ـ كرده‏اند باز راه درستی نرفته‏اند، زيرا روايات مذكور هر چند متواتر و مسلم است،آيه را تخصيص نمی‏زند.    كوتاه سخن، همان‌گونه كه گفته شد آيه شريفه، مطلق است و شامل هر دو وراثت می‏شود. چيزی كه هست از نگاه سياق آن چه كه عقل و اعتبار اقتضاء می‏كند اين است كه آيه شريفه عطف بر همان جمله «فمن يعمل من الصالحات و هو مؤمن...» باشد، چون آن آيه به تفصيل حال اهل اختلاف از نگاه پاداش آخرتی اشاره می‏كرد و اين آيه به تفصيل حال آنان از نگاه پاداش دنيايي اشاره می‏كند. در نتيجه حاصل كلام اين می‏شود كه: ما بشر را به سوی دينی واحد دعوت كرديم؛ ليكن ايشان دين را قطعه قطعه کرده و در آن اختلاف كردند و مجازاتشان هم گوناگون شد؛ اما در آخرت آنهايی كه ايمان آوردند سعي‌شان مشكور و عمل‌شان مكتوب شد؛ و از كفار بر خلاف اين شد ـ و اما در دنيا، آنهايی كه ايمان آوردند زمين را به وراثت مالك شدند ـ به خلاف ديگران.   آن‌گاه مرحوم علامه در بحث روايي می‌نويسد: در معانی الاخبار به سند خود از محمّدبن سنان، از مفضل‌بن عمر، روايت كرده كه گفت: از امام صادق   علیه السلام   شنيدم، می‏فرمود: رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم  نگاهی به علی و حسن و حسين علیهما السلام كرد و گريست و فرمود: شما پس از من مستضعف خواهيد شد، مفضل می‏گويد گفتم: معنای اين كلام رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم  چيست؟ فرمود: معنايش اين است كه: پس از من شما اماميد، چون خداوند عزوجل می‏فرمايد: gوَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَی الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَf؛ پس اين آيه تا روز قيامت در باره ما جريان دارد و اين پيشوايی تا روز قيامت در ما جاری است.[7]    صاحب تفسير  الميزان در پايان اين بحث چنين می‌نويسد: در اين كه آيه مذكور در بارة اهل بيت علیهم السلام‏ است، روايات بسياری از طريق شيعه رسيده است، و از اين روايت برمی‏آيد كه همه روايات اين باب از قبيل جری و تطبيق مصداق بر كلی است.[8] در تفسير مجمع البيان نيز پس از ذکر رواياتی ذيل آية شريفه، آن را مربوط به حکومت حضرت مهدی عجل الله فرجه  دانسته است.[9]آيه دوم: اگر چه ستم گران و مستکبران چند روزی, عرصه را بر بندگان خوب و شايستة خدا تنگ می‌کنند، بايد بدانند ارادة قطعی خداوند, بر آن تعلق گرفته که روزی بينی مستکبران بر خاک ماليده شود و در آن روزگار کسانی که به استضعاف کشيده شده‌اند، وارثين زمين خواهند بود؛ که خداوند متعال فرمود:(وَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَی الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ)؛[10] و خواستيم بر كساني كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‏] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين‏] كنيم.   در اين آيه اصلی اساسی مطرح شده است: ارادة خداوند متعال بر آن تعلق گرفته که مستکبران ريشه‌کن شده، بندگان شايسته خداوند مورد عنايت ويژه قرار گيرند و سرانجام، پيشوايان و رهبران جهان شده، پهنای زمين در اختيار آنان قرار گيرد.    اين آيه نيز طبق سخن امام علي   علیه السلام    درنهج البلاغه و رواياتي از ديگر ائمه علیهم السلام، ـ كه اشاره خواهد شدـ به گونه‌اي، ناظر به پيروزي مستضعفان بر مستكبران است، و اين كه سرانجام، جهان از آنِ شايستگان خواهد شد.   بدون ترديد آية مورد نظر، هرگز از يك برنامه موضعي و خصوصي مربوط به بني اسرائيل سخن نمي‌گويد، بلكه بيان‌گر يك قانون فراگير براي همة عصرها و قرن‌ها و همة قوم‌‌‌ها و گروه‌ها است. اين بشارتي است در زمينه پيروزي حق بر باطل و ايمان بر كفر. اين نويدي است براي همه انسان‌هاي آزاده و آزادیخواه و کسانی که خواهان حكومت عدل و داد و برچيده شدن بساط ستم و جور هستند.   نمونه‏اي از تحقق اين خواست الهي، حكومت بني اسرائيل و نابودی حكومت فرعونيان بود. و نمونه كامل‌تر آن، حكومت پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  و يارانش پس از ظهور اسلام بود. و سرانجام گسترده‏ترين نمونه آن، ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كرة زمين به وسيلة حضرت مهدي عجل الله فرجه  است.    اين آيه از جمله آياتي است كه به روشني، ظهور چنين حكومتي را بشارت مي‏دهد، زیرا در روايات اسلامي مي‏خوانيم كه اهل‌بيت علیهم السلام، در تفسير اين آيه بشارت به اين ظهور بزرگ اشاره كرده‏اند.[11]    حضرت علي   علیه السلام   فرمود: «دنيا پس از چموشي و سركشي ـ هم‌چون شتري كه از دادن شير به دوشنده‏اش خودداري مي‏كند و براي بچه‏اش نگه مي‏دارد ـ به ما روي مي‏آورد ...» سپس آيه «ونريد ان نمن...» را تلاوت فرمود.[12]     در حديث ديگري از همان امام بزرگوار مي‏خوانيم كه در تفسير آيه بالا فرمود: «اين گروه آل محمّدصلی الله علیه و آله و سلم  هستند؛ خداوند مهدي آنها را پس از زحمت و فشاري كه بر آنان وارد مي‏شود برمي‏انگيزد و به آنها عزّت مي‏دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مي‏كند».[13]    البته حكومت جهاني مهدي عجل الله فرجه ، هرگز حكومت‌هاي اسلامي محدودتر را که پيش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران نخواهد بود، و هر زمان شرايط آن را فراهم سازند، وعده حتمي و مشيت الهي در باره آنها تحقق خواهد يافت و اين پيروزي نصيبشان مي‏شود.[14]آيه سوم: بدون ترديد, خداوند به تمام وعده‌هايي که داده است, عمل خواهد کرد. به ويژه در جايي که به آن وعده تصريح هم کرده باشد. يکی از وعده‌های بسيار مهّم خداوند، وعده به بندگان مؤمن خود است:(    وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْض كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضی‏ لَهُمْ وَ لَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يعْبُدُونَني‏ لا يشْرِكُونَ بي‏ شَيئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ)؛[15] خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه به حتم آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همان‌گونه كه كساني را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن ديني را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزي را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد، آنانند كه نافرمانند.   از آن جا كه در آيات پيش از اين آيه، سخن از اطاعت و تسليم در برابر فرمان خدا و پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  بود، آيه مورد بحث همين موضوع را ادامه داده و نتيجه اين اطاعت را كه همان حكومت جهاني است بيان مي‏كند، و با تاکید مي‏گويد: «خداوند به كساني كه از شما ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مي‏دهد كه آنها را به طور قطع خليفة زمين خواهد كرد، همان‌گونه كه پيشينيان را زمين بخشيد. و دين و آييني را كه براي آنها پسنديده، به طور ريشه‏دار و پا بر جا در صفحه زمين مستقر سازد. و ترس آنها را، به امنيت و آرامش مبدّل خواهد كرد. و آن چنان مي‌شود كه فقط مرا مي‏پرستند و چيزي را شريك من قرار نخواهند داد.    مسلم است پس از سيطره حكومت توحيد و استقرار آيين الهي و از ميان رفتن هر گونه اضطراب و ناامني و هرگونه شرك، كساني كه پس از آن كافر شوند فاسقان واقعي هستند.       به هر حال از مجموع آيه چنين برمي‏آيد كه خداوند به گروهي از مسلمانان كه داراي اين دو ويژگی (ايمان و عمل صالح)هستند، سه نويد داده است: 1. استخلاف و حكومت روي زمين. 2. نشر آيين حق به‌طور اساسي و ريشه‏دار در همه جا.3. از ميان رفتن تمام اسباب ترس, وحشت و ناامني .    و نتيجه اين امور آن خواهد شد كه با نهايت آزادي، خدا را بپرستند و فرمان‌هاي او را گردن نهند؛ هيچ شريك و شبيهي براي او قائل نشوند و يگانه‌پرستی حقیقی را در همه جا بگسترانند.   در اين كه جملة «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ»  اشاره به چه اشخاصي است كه پيش از مسلمانان داراي خلافت شدند، در ميان مفسران گفت وگو است: بعضي آن را اشاره به آدم و داود و سليمان ـ دانسته‏اند، چرا كه قرآن در آيه 30 سوره «بقره» درباره حضرت آدم   علیه السلام   مي‏فرمايد: (إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَة)؛ من در زمين جانشينی خواهم گماشت. و در آيه 26 سوره «ص» در باره حضرت داود   علیه السلام   مي فرمايد: (يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْض)؛ اي داود, ما تو را جانشين در زمين گردانيديم.و از آن‌جا كه سليمان  علیه السلام  به مقتضاي آيه 16 سوره «نمل» وارث حكومت داود علیه السلام  بود، جانشين خدادر روي زمين شد.    اما جمعي معتقدند كه اين آيه اشاره به بنی اسرائيل دارد، زيرا آنها با ظهور موسي  علیه السلام  و درهم شكسته شدن قدرت فرعون و فرعونيان، مالك حكومت زمين شدند؛ چنان كه در آيه‌اي ديگر مي‏فرمايد: (وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتي‏ بارَكْنا فيها)؛[16] و به آن گروهی که پيوسته تضعيف می شدند, [بخش های] شرق و عرب سرزمين [فلسطين] را ـ که در آن برکت قرار داده بوديم، به ميراث عطا کرديم.... هم چنین درباره همان‌ها مي‏فرمايد: (وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْض)؛ ما اراده كرده‏ايم كه قوم مستضعف (مؤمنان بني اسرائيل) را در روي زمين تمكين دهيم (و صاحب نفوذ و تسلط سازيم).    درست است كه در ميان بني اسرائيل حتي در عصر موسي  علیه السلام  ، افراد ناباب و فاسق و گاهی افراد كافري بودند، حكومت به دست مؤمنان صالح بود (بنابراين ايرادي كه بعضي از مفسران به اين تفسير كرده‏اند با اين بيان دفع مي‏شود) تفسير سوم نزديك‌تر به نظر مي‏رسد .     در آيه خوانديم خدا وعدة حكومت بر زمين و تمكين دين و آيين و امنيت كامل را به گروهي كه ايمان دارند و اعمالشان صالح است، داده است. اما در اين كه منظور از اين گروه از نگاه مصداقي چه اشخاصي هستند؟ باز در ميان مفسران گفت وگو است: بعضي آن را مخصوص صحابه پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  دانسته‏اند كه با پيروزي اسلام در عصر پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  صاحب حكومت در زمين شدند (البته منظور از ارض، تمام زمين نيست بلكه مفهومي است كه بر جزء و كل صدق مي‏كند).  بعضي مفهوم آن را چنان گسترده دانسته‏اند كه اين وعده را شامل تمام مسلماناني كه داراي اين صفت اند، مي‏دانند. و گروهي آن را اشاره به حكومت مهدي عجل الله فرجه  مي‏دانند كه شرق و غرب جهان در زير پرچم حكومتش قرار مي‏گيرد؛  آيين حق در همه جا نفوذ مي‏كند و ناامني و ترس و جنگ از روی زمين بر‌چيده مي‏شود، و بندگی بدون شرك براي جهانيان تحقق مي‏يابد.    بدون شك آيه شامل مسلمانان نخستين مي‏شود و به طور قطع حكومت مهدي عجل الله فرجه  كه طبق عقيده همه مسلمانان اعم (شیعه و سنی) سراسر زمين را پر از عدل و داد مي‏كند پس از آن كه ستم و جور همه جا را گرفته باشد مصداق كامل اين آيه است، ولي با اين حال مانع از گستردگي مفهوم آيه نخواهد بود.    به علاوه شأن نزول آيه نيز نشان مي‏دهد كه نمونه‏ کوچکی از اين حكومت در عصر پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  براي مسلمانان (هر چند در اواخر عمر آن حضرت) به دست آمده است.    ولي باز تكرار مي‏كنيم كه نتيجة تمام زحمات پيامبران، و تبليغات مستمر و پي‏گير آنها، و نمونة کامل حاكميت توحيد، امنيت كامل و عبادت خالي از شرك در زماني تحقق مي‌يابد كه مهدي  علیه السلام ، سلالة پاك انبيا و فرزند پيامبر اسلامصلی الله علیه و آله و سلم  ظاهر شود.[17]    آن چه از همة مطالب بر می آید که خدای سبحان به کسانی که ايمان آورده و عمل صالح انجام می‌دهند، وعده می‌دهد که به زودی جامعه‌ای برايشان برپا می‌کند که به تمام معنا صالح باشد، و از لکه ننگ کفر، نفاق و فسق پاک باشد، زمين را ارث برد و در عقايد و اعمالشان جز دين حق، چيزی حاکم نباشد. در امنيت زندگی کنند، ترسی از دشمن داخلی يا خارجی نداشته باشند، از کيد نيرنگ‌بازان و ظلم ستم گران و شر زورگويان آزاد باشند.   و اين جامعه طيّب و طاهر با صفاتی که از فضيلت و قداست دارد، تا کنون در دنيا ایجاد نشده، و دنيا از روزي که پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  به پیامبری مبعوث شدند، چنين جامعه‌ای به خود نديده‌، ناگزير اگر مصداقی پيدا کند، در روزگار مهدی  علیه السلام  خواهد بود.[18]   ابو بصير از امام صادق  علیه السلام  روايت كرده كه آن حضرت ذيل آيه شريفه چنين فرمود: «درباره قائم و ياران او نازل شده است».[19]همان گونه كه گفتيم اين تفسيرها به معناي انحصار آيه نيست، بلكه بيان مصداق كامل است. يادآور می‌شويم افزون بر موارد ياد شده، در کتاب‌های مفصل به آيات فراوان ديگر نيز اشاره شده است.[20] 


[1] . ذکر آن لازم است که برخي از دانشمندان شيعه بيش از يکصد آيه از آيات قرآن را مربوط به حضرت مهدي عجل الله فرجه  و حکومت ايشان ذکر کرده‌اند .ر.ک: سيّد هاشم بحرانی، المحجة فيما نزل فى القائم الحجة عجل الله فرجه  .
[2] .  سوره انبياء (21)، آيه  105.
[3] . ر.ک: محمّد حسين طباطبايي, ترجمه تفسير الميزان, ج14, ص166.
[4] .  ر. ك: اعراف (7)، آيه137.
[5] . «هُمْ آلُ محمّد يَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛  شيخ طوسی رحمه الله علیه، كتاب الغيبة، ص184. 
[6] . ناصر مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 13، ص 515 ـ 524 .(با تصرف)
[7] . محمّدبن علی‌بن حسين‌بن بابويه صدوق, معانی الاخبار, ص79.
[8] .  محمّد حسين طباطبايي, ترجمه تفسير الميزان, ج14, ص166.
[9] . فضل بن حسن طبرسی, مجمع البيان, ج16, ص172.
[10] . سوره قصص(28)، آيه 5.
[11] . ر.ک: محمّدبن حسن طوسی, التبيان, ج8, ص129؛ علی بن ابراهيم قمی, تفسير قمی, ج2, ص133.
[12] . «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيا عَلَينَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَي وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ Gوَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏F»؛ نهج البلاغه، ص 506، 209.
[13] . «هُمْ آلُ محمّد يبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛ محمّدبن حسن طوسي ، كتاب الغيبة، ص184.
[14] . ناصر مکارم شيرازی و ديگران, تفسير نمونه, ج16, ص18ـ19.(با تصرف)
[15] .  نور(24)، آيه 55.
[16] . سوره اعراف(7)، آيه 137.
[17] . ناصر مکارم شيرازی و ديگران, تفسير نمونه، ج  14، ص530 ـ 532، (با تصرف).
[18] . محمّد حسين طباطبايي, تفسير الميزان, ج15, ص220.
[19] . «نزلت في الْقَائِمُ وَ أَصْحَابُهُ»؛ شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 173 ؛ محمّدبن ابراهيم نعماني، الغيبة، ص240، ح35.
[20] . ر. ک: سيّد هاشم بحراني، سيمای حضرت مهدی عجل الله فرجه در قرآن، ترجمه سيد مهدی حايری قزوينی
 
منبع:سایت حجةالاسلام سلیمیان
لینک ثابت

 

 

در قرآن کریم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان و‎ ‎پیروزی نیکان بر ستمگران آیاتی آمده است از جمله : " ما در زبور داوود ، پس از ذکر( ‎تورات ) نوشته‌ایم که سرانجام ، زمین را بندگان شایسته ما میراث برند و صاحب‎ ‎شوند " . حضرت امام محمد باقر ( ع ) درباره " بندگان شایسته " فرموده است : ‏منظور‎ ‎اصحاب حضرت مهدی در آخر الزمان هستند . و نیز : " ما می خواهیم تا به ‏مستضعفان زمین‎ ‎نیکی کنیم ، یعنی : آنان را پیشوایان سازیم و میراث بران زمین " . ‏بسم الله الرحمن‎ ‎الرحیم .

انا انزلناه فی لیله القدر ... ما قرآن را در شب قدر فرو ‏فرستادیم. تو شب‎ ‎قدر را چگونه شبی می‌دانی؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است . ‏در آن شب ، فرشتگان و‎ ‎روح ( جبرئیل ) به اذن خدا، همه فرمان‌ها و سرنوشت‌ها را فرود ‏می‌آورند.

آن شب، تا‎ ‎سپیده دمان ، همه سلام است و سلامت . چنانکه از آیه‌‏های سوره قدر به روشنی فهمیده‎ ‎می‌شود، در هر سال شبی هست که از هزار ‏ماه به ارزش و فضیلت برتر است . آنچه از‎ ‎احادیثی که در تفسیر این سوره ، و تفسیر ‏آیات آغاز سوره دخان فهمیده می شود ، این‎ ‎است که فرشتگان ، در شب قدر ، ‏مقدرات یکساله را به نزد " ولی مطلق زمان " می آورند‎ ‎و به او تسلیم می دارند . در ‏روزگار پیامبر اکرم ( ص ) محل فرشتگان در شب قدر ،‎ ‎آستان مصطفی ( ع ) بوده ‏است . هنگامی که در شناخت قرآنی ، به این نتیجه می رسیم که‎ " ‎شب قدر " در ‏هر سال هست ، باید توجه کنیم پس " صاحب شب قدر " نیز باید همیشه وجود‎ ‎داشته باشد و گرنه فرشتگان‏‎ ‎بر چه کسی فرود آیند ؟ پس چنانکه " قرآن کریم " تا ‏قیامت‎ ‎هست و " حجت " است ، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است . " ‏حجت " خدا در این زمان‎ ‎جز حضرت ولی عصر ( ع ) کسی نیست . چندانکه حضرت ‏رضا علیه السلام می فرماید : " امام‎ ‎، امانتدار خداست در زمین، و حجت خداست در ‏میان مردمان ، و خلیفه خداست در آبادی‌ها‎ ‎و سرزمین‌ها ... " .

فیلسوف معروف و متکلم ‏بزرگ و ریاضی دان مشهور اسلامی ، خواجه‏‎ ‎نصیرالدین طوسی می‌گوید: " در نزد ‏خردمندان روشن است که لطف الهی منحصر است در‎ ‎تعیین امام ( ع ) و وجود امام ‏به خودی خود لطف است از سوی خداوند ، و تصرف او در‎ ‎امور لطفی است دیگر . و ‏غیبت او ، مربوطبه خود ماست‎ . " ‎

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " 313javan " برای " عمادطیبی " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم