تبليغاتX
313javan
متن گفت و گو با دکتر حسن بلخاری،استاد دانشگاه تهران
 
سینما را هنر هفتم می­نامند از این رو که استفاده شایانی از هنرهای دیگر داشته است و به این ترتیب توانسته بیشترین تاثیرگذاری را در دنیای معاصر داشته باشد .سینما آن هنگام که به مفهوم­هایی که انسان امروز دچار آن است می­پردازد پنجره­های بسیاری را پیش روی ما می گشاید .یکی از آن مفهوم هایی که ناخودآگاه و خودآگاه انسان معاصر و بالتبع هنرمند امروز را به خود مشغول کرده پایان زمان و نبرد نهایی خیر و شری است که بشر از دیرباز حتی در متون مذهبی خود بدان پرداخته است.
 
گفت­ وگوی حاضر که با دکتر حسن بلخاری مدرس و محقق در فلسفه هنر انجام گرفته است پیرامون رابطه سینما و پرداختن به نبرد نهایی خیر و شر است...

چهارشنبه 27 مرداد1389 | عمادطیبی

تو در بين مايي و ما غافليم

                           به قدر و به شأن شما جاهليم

                                                        شب رحمت و آرزو  و اميد

                                                                            کرم کن عطا کن که ما سائليم

                                                                بر گرفته از کتاب سالنامه محض یار مهربان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ورورد شما به وبلاگ یاران اباصالح را خوشآمد میگوییم.

این وبلاگ در زمینه ی مهدویت اطلاع رسانی میکند و اساسامطالب آن در فهرست موضوعی گنجانده شده است.

استفاده و کپی برداری مطالب وبلاگ برای اطلاع رسانی مهدوی هیچ اشکالی ندارد.

خیلی خوشحال میشویم برای اشاعه ی فرهنگ مهدویت این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید

و ما را از نظرات سازنده ی خود محروم ننمایید.

                                                                                        التماس دعا

عشق تا شعار
چهارشنبه 20 مرداد1389 | عمادطیبی
 بين كسانى كه به راستى، حقيقتى را باور دارند و آنان كه مدعى باور داشتن چيزى هستند تفاوت از زمين تا آسمان است. مانند تفاوت عشق تا شعار...
منتظرین دروغین
چهارشنبه 20 مرداد1389 | عمادطیبی
تحليل و بررسي برخورد يهوديان با پيامبر اسلام(ص) كه در قرآن كريم نيز بسيار مورد توجه قرار گرفته است، بسيار درس آموز بوده و مي‌تواند ما را با شيوه‌هاي تبليغاتي آن‌ها كه حتي امروز هم در بسياري از رسانه‌هاي نوشتاري، ديداري و شنيداري وابسته به يهود، در برخورد با جهان اسلام مورد استفاده قرار مي‌گيرد آشنا سازد.
بشر بحران زده امروز منتظر يك منجى است تا او را از بحران و پريشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند....
مفهوم غیبت
جمعه 1 مرداد1389 | عمادطیبی
حجت خدا بر روي زمين بر آن ايستاده است. در راه‏هاي آن حركت مي‏كند و در قصرها و خانه‏هاي آن داخل مي‏شود...

در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم:

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.»

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:

«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»

3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود:

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.»

4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:

«اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.»

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مسجدمقدس جمکران

لینک ثابت

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مىآورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مىسازم.

و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مىكنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مىدهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مىكشانم، و به دست او و با علم خود سرزمينها و دل بندگانم را حياتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخيرههاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مىسازم.

و با اراده خود او را بر نهانىها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مىگردانم و با فرشتگان خود او را يارى مىرسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مىباشد.»

2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مىگذرى؟!

خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مىگيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مىرسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.

در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»

 

منبع: پایگه اطلاع رسانی مسجد مقدس جمکران

 

لینک ثابت
 
تواتر حديث 313 نفر 
براى شناخت اين ياران مخصوص به مطالب زير توجه كنيد:
در همه جا معروف است و در كتابهاى مربوط به امام زمان عليه السلام نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مى پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگى كرده و همراه امام (عج ) هستند، اكنون بجاست كه در اين كتاب درباره اين افراد خاص به بررسى فشرده اى بپردازيم ، براى روشن شدن مطلب نخست صحت اصل حديث را مورد بررسى قرار داده سپس ويژگيهاى اين ياران را بيان مى كنيم .
به طورى كه در كتب مربوطه مانند بحارالانوار، (طبق قديم ، جلد 13، و نيز چاپ جديد جلد 52)، اثباة الهداة ، جلد 7، و منتخب الاثر و... آمده ، حديث ماجراى پيوستن 313 نفر از ياران خاص حضرت قائم (عج ) به آن حضرت ، هنگام ظهور در مكه ((متواتر)) است ، يعنى به اندازه اى نقل شده كه انسان با بررسى آنها علم پيدا مى كند كه اين حديث صحيح است ، و از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السلام نقل شده است .
بنابراين نبايد شكى در صدور حديث مذكور از جانب معصومين عليهم السلام نمود.
توضيح بيشتر اينكه : اين حديث با تعبيرات گوناگون نقل شده و در مجموع به اصطلاح ، تواتر معنوى بر صحت صدور آن از معصومين عليهم السلام داريم .
ويژگيهاى اين افراد 
اكنون با توضيحات كوتاه ، ويژگيهاى اين افراد و ياران مخلص ديگر امام قائم (عج ) را در امور ده گانه زير بررسى مى كنيم :
1-امام در انتظار آنها بسر مى برد:  
هنگام ظهور امام قائم (عج ) آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه (كانون و مركز توحيد) كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى بنام ((ذى طوى ))  در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند، تا اينكه آنها مى آيند و به آن حضرت مى پيوندند...  و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مى روند...
2- آنها از اطراف جهان جمع مى شوند:  
اين 313 نفر از اطراف جهان و دورترين نقطه ها جمع شده و به امام قائم (عج ) مى پيوندند چنانكه در حديثى از امام باقر عليه السلام بيان شده :
(( يجمع اللّه من اقاصى البلاد على عدة اهل بدر ثلاثماءة و ثلاث عشر رجلا؛))
((خداوند براى حضرت قائم از دورترين شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند.)) (
3- آنها نخستين بيعت كنندگان با امام قائم (عج ) هستند: 
هنگام ظهور، نخستين كسانى كه پس از جبرئيل امين عليه السلام با امام قائم (عج ) بيعت مى كنند، همين 313 نفر هستند، چنانكه اين مطلب را امام باقر عليه السلام در ضمن حديثى فرمود.
البته بايد توجه داشت كه در آغاز ظهور، ياران امام زمان عليه السلام 313 نفرند، و گرنه به طور سريع بر ياران آن حضرت افزود مى شود به طورى كه در همان آغاز به 000/10 نفر مى رسند، چنانكه امام صادق عليه السلام فرمود:
(( ما يخرج الا فى اوله قوم و ما يكون اولو القوة اقل من عشرة آلاف ؛))
امام زمان عليه السلام خروج و ظهور نمى كند مگر همراه ياران نيرومند و رشيد، و اين ياران كمتر از 000/10 نفر نيستند.
4- آنها جانبازان سلحشورند:  
اين 313 نفر در حدى از ايثار و جانبازى و شجاعت و سلحشورى هستند كه دشمنان قائم (عج ) جمع مى شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همين 313 نفر با دفاع قهرمانانه و جانبازى در راه آن بزرگوار، دشمنان را دفع كرده و آنان را در راه رسيدن به هدف شوم خود، مفتضحانه شكست مى دهند، چنانكه اين مطلب در ضمن حديثى از امام سجاد عليه السلام نقل شده است .
5- آنها پرچمداران و حاكمان روى زمينند:  
اين افراد، در روايات بسيار، تشبيه به 313 نفر مسلمانان شجاع و سلحشورى شده اند كه در جنگ بدر، نخستين شكست بزرگ را بر كفار و دشمنان اسلام وارد آوردند، كه تا آن وقت دشمنان چنين شكستى از اسلام نخورده بودند، و اصلا تصور چنين شكستى را نمى كردند.
به علاوه ، اين 313 نفر پرچمداران روى زمين ، و حاكمان خدا بر مردم در سراسر زمين مى باشند، اين ويژگيها حكايت از آن مى كند كه اين افراد علاوه بر سلحشورى و شجاعت ، داراى علم و بينش بوده كه لياقت رهبرى جامعه ها را دارند و شايستگى آن را دارند كه پرچمدار كشورها باشند.
شايد بتوان گفت : هنگام برقرارى حكومت جهانى حضرت مهدى (عج ) همه جهان به 313 ايالت و استان تقسيم گردد، و در هر يك از اين ايالتها و استانها اين مردان بزرگ رهبر آنجا گردند، اينك به اصل روايت توجه كنيد:
(( عن الصادق عليه السلام و كاءنى انظر الى القائم (عج ) على منبر الكوفة و حوله اصحابه ثلثماءة و ثلاث عشر رجلا عدة اهل البدر و هم اصحاب الاءلوية و هم حكام اللّه فى ارضه على خلقه ...؛))
امام صادق عليه السلام فرمود: گويا امام قائم (عج ) را بر بالاى منبر كوفه مى نگرم كه يارانش 313 نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمان جنگ بدر، اطرافش را گرفته اند، اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خدا هستند.
6- آنها امت معدود و همچون پاره هاى ابرهاى متراكم هستند:  
در قرآن مى خوانيم :
((هر جا كه باشيد خداوند همه شما را حاضر مى كند.))
در تفسير اين آيه ، امام باقر عليه السلام فرمود:
(( يعنى اصاب القائم (عج ) الثلاثماءة و البضعة عشر رجلا و اللّه هم الامة المعدودة قال يجتمعون و اللّه فى ساعة واحدة قزع كقزع الخريف ؛))
((منظور ياران قائم (عج )اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده (كه در آيه 8، سوره هود آمده ) آنها هستند، به خدا سوگند در يك ساعت همگى جمع مى شوند همچون پاره هاى ابر پائيزى كه بر اثر باد جمع و متراكم مى گردد.)
و در حقيقت آيه مباركه مذكور مى گويد: خدائى كه قدرت دارد ذرات پراكنده خاك انسانها را در قيامت از نقاط مختلف جهان جمع آورى كند به آسانى مى تواند ياران مهدى (عج ) را در يك روز و يك ساعت براى براى افروختن نخستين جرقه هاى انقلاب به منظور تاءسيس حكومت جهانى عدل الهى و پايان دادن به ظلم و ستم جمع نمايد.
تعبير ((امة معددة )) و همچنين با پاره هاى ابر پائيزى كه توده هاى آن جمع و متراكم مى گردند، حاكى است كه اين 313 نفر خود يك ((امت )) هستند و همچون توده هاى ابرهاى متراكم ، خلل ناپذير و تيز پرواز و نيرومند مى باشند.
7- آنها ركنها و پايه هاى خلل ناپذير و پشتيبانان محكم اند:
امام صادق عليه السلام در تفسير آيه 80، سوره هود عليه السلام كه در آن آمده حضرت لوط عليه السلام به قوم سركش و تبهكار خود گفت :
(( لو اءن لى بكم قوة اءو آوى الى ركن شديد؛))
(((افسوس ) اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم يا تكيه گاه و پشتيبان محكمى در اختيار من بود (آنگاه مى دانستم كه با شما پس فطرتان چه كنم ) )).
فرمود: منظور از ((قوه )) همان قائم ((عج )) است و منظور از ((ركن شديد)) (پشتيبانان محكم ) 313 نفر از يارانش هستند.
آرى حضرت لوط عليه السلام آرزو مى كند كه اى كاش مردانى مصمم ، با قدرت روحى و جسمى كافى و هم پيمانهاى نيرومند همانند 313 نفر مردانى كه هسته مركزى حكومت جهانى حضرت مهدى (عج ) را تشكيل مى دهند در اختيار داشت تا قيام كند و با تكيه بر قدرت ، با فساد و انحراف مبارزه نمايد.
و طبق روايت مى خوانيم آنها همچون پاره هاى آهن ((محكم و استوار)) هستند.
برگرفته از آثار : حجة الاسلام محمد محمدي اشتهاردي
لینک ثابت
قفل ساز
شنبه 30 آذر1387 | عمادطیبی
شخصى در فكر ديدار امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ بود ، فهميد كه آن حضرت با قفل سازى مراوده و ارتباط دارند. نزد يكى از قفل سازها رفت، و ديد پيرزنى براى ساختن قفل به او مراجعه كرد و پرسيد اجرت آن چه قدر مى شود؟
 قفل ساز پاسخ داد: يك عباسى مى سازم و بعد از ساختن، آن را به سيصد دينار يا يك سنّار (مبلغى كه خيلى كمتر از آن چه مى ساخت) مى خرم.
 سپس با قفل ساز ديگرى برخورد نمود كه به يك سنّار مى ساخت و به يك عباسى مى خريد. از اين جا فهميد كه اين قفل ساز است كه با حضرت ارتباط دارد. لذا به او گفت: سلام مرا به آقا برسان و بگو چگونه مى توان به خدمت شما رسيد؟

قفل ساز گفت: فلان وقت براى گرفتن جواب بيا.
  در وقت مقرر به وى مراجعه كرد و جواب حضرت را خواست.
  قفل ساز گفت حضرت فرمودند: بگو تو در فكر اين نباش كه مرا ببينى، خودت را درست كن، ما به سراغت مى آييم. از كسانى مباش كه قفل را به يك عباسى درست مى كنند و سيصد دينار يا يك سنّار مى خرند، مثل كسانى باش كه به يك سنّار درست مى كنند و به يك عبّاسى مى خرند.
آرى، ترك واجبات و ارتكاب محرّمات، حجاب و نِقاب ديدار ما از آن حضرت است.

برگرفته از سایت ایه الله بهجت

 
لینک ثابت

مهدي

در زمان ابن بابویه قمی(شیخ صدوق) علم کلام در میان امامیه مورد بحث بود و خیلی‌ها از جمله خود وی، رد کردن مخالفان را از راه استناد به کلام خدا و حدیث پیامبر و امامان، یا از راه معانی گفته‌های ایشان کافی می‌دانستند. شاید وی، از نخستین متفکران شیعی است که عقل گرایی را به ویژه در بخش‌هایی، پیشه خود ساخت.

شیخ صدوق، فلسفه غیبت امام زمان را، همان فلسفه‌ای می‌داند که در غیبت پیام آوران و پیشوایان الهی پیشین، وجود داشته است.

ایشان در مقدمه کتاب كمال الدین، به اشکالاتی اشاره می‌کند که

همه انسان‌ها امنیت را ركن اساسی زندگی بشر می‌دانند و برای تأمین آن، به صورت فردی و جمعی تلاش‌های فراوانی کرده‌اند. این واژه برگرفته از ریشه «امن»، به معنای آرامش، آسودگی و بی‌هراسی است. با گسترش مطالعات امنیتی و اهمیت نظریه‌پردازی در این حوزه، امنیت به یكی از مباحث كلیدی در سیاست داخلی و خارجی كشورها تبدیل گشته است.

مطالعات كلاسیك امنیت نشان می‌دهد كه در گذشته، جنبه نظامی آن مورد توجه بوده است؛ یعنی
...
حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعبدالله فاطمي‌نيا در سخناني در نشست خبري جشنواره بين‌المللي آخرين منجي، از تحريفات وارد شده در برخي متون اسلامي درخصوص امام زمان(عج) پرده برداشت.
تحليل اين بدن هورقليايى و اعتقاد به حيات امام زمان عليه السلام با بدن هورقليايى، در واقع به معناى انكار حيات مادى امام زمان عليه السلام روى اين زمين است; زيرا اگر مراد آن است كه حضرت مهدى عليه السلام در عالم مثال و برزخ - چه برزخ اول يا برزخ دوم - زندگى مى‏كند. آن چنان كه قبر را آنان از عالم هورقليا مى‏دانند - پس آن حضرت حيات با بدن عنصرى ندارد و حيات او مثل حيات مردگان، در عالم برزخ است و اين با احاديثى كه مى‏گويند: «لولا الحجة لساخت الارض باهلها» و يا حديث «لو لم يبق من عمر الدنيا...» ، هيچ سازگارى ندارد. و بلكه دليل عقلى مى‏گويد بايد غايت و هدف خداوند از آفرينش انسان زمينى هميشه روى زمين وجود داشته باشد. علاوه بر آن كه اعتقاد به اين گونه حيات براى امام زمان عليه السلام، مثل اعتقاد به حيات تمام مردگان در عالم برزخ است و اين عقيده، با عقيده به نفى حيات مادى هيچ منافاتى ندارد.

مردی سفید پوش ، سوار بر اسب با شمشیر می آید او خود را از شیعیان می داند ،شیعه  ایرانی ، مردی شجاع  و قوی ، او خود را فدایی می داند و هدفی جز کشتن ندارد...


...

برای دریافت قسمت دوم بحث نبرد خیر و شر در سینما به ادامه ی مطلب بروید .
 

اشارتی تاریخی

انواع آخرالزمان در سينما

 1. كاباليسم (تصوّف يهودي) 

2. عهد عتيق و تاريخ و عقايد و احكام و اسطوره‌ها و سمبل‌هاي يهودي

3. مسيحيت صهيونيستي و يهوديزه و عهد جديد و تفاسير صهيونيستي _ توراتي از آن

4. شيطان گرايي و سيطنيسم

5. اسلام‌هراسي و كاشتن بذر تنفر از مسلمانان

پاورقي‌ها و منابع/

به جای مقدمه: این روزها تبليغات مسلّط در اين «جنگل جهاني» _ كه به اشتباه «دهكده» ناميده‌اند _ در يد صِهيونيان مي‌باشد كه در لباس مسيحيت، در خدمت يهودند. يهودِ ماده‌گرايي كه خالق عالم، آنان را شديدترين دشمنان مؤمنين1 و حريص‌ترين مردم به زندگي مادي2 ناميد. مسيحيت صهيونيستي، اكنون بهترين پوشش براي پنهان شدنِ زرسالارانِ يهودي و مسيحي دنيا شده تا بتوانند در پوشش دفاع از آينده دينِ خدا و زمينه‌سازي ظهور مسيح، اهداف مادي و شهواني خود را تعقيب كنند. مسيحياني كه انجيل را فقط به قرائت توراتي و تلمودي مي‌فهمند و به خاطر ظهور مسيح (ع)، به رژيم غاصب اسرائيل ياري مي‌رسانند تا دولت الهي اسرائيل (!) را در سرزمين شير و عسل حفظ كند  و برتري در جنگ آرماگدون را براي ظهور مسيح (ع) سبب شوند!

...

به گزارش آینده روشن، عليرضا مسعودي در گفت و گو با ستاد خبري سومين جشنواره فرهنگي هنري طليعه ظهور با اشاره به اين مطلب گفت: نظريه پردازان غرب معتقدند براي تسلط کامل بر شيعيان بايد بال سرخ عاشورا و بال سبز انتظار را از آنان گرفت.

وي نسبت به تحريفات انجام شده در واقعه عاشورا و مساله مهدويت هشدار داد و تاکيد کرد: دشمنان با تحريفاتي که در واقعه عاشورا و مساله مهدويت انجام مي دهند سعي دارند شيعيان را از عمق اين بخش ها جدا کنند.

مسئول غرفه غرب و مهدويت در نمايشگاه سومين جشنواره طليعه ظهور درک صحيح مفهوم مهدويت را يکي از راه هاي مبارزه با انحرافات دانست و اظهار داشت: منتظران مصلح، خود بايد صالح باشند تا بتوانند با درک درست مفهوم انتظار، از منتظران واقعي امام زمان(عج) باشند.

مسعودي با اشاره به تلاش دشمنان براي کمرنگ جلوه دان فرهنگ مهدويت در جوامع اسلامي خاطرنشان کرد: غرب معتقد به تاريخ در پايان هزاره سوم است و بر همين اساس اقدام به انجام فعاليت هايي در جهت تاثيرگذاري بر افکار عمومي کرده است.

وي توليد فيلم هاي هاليوودي را يکي ديگر از اقدامات معاندانة فعاليت هاي غرب عنوان کرد و افزود: غربي ها در هر دهه اقدام به توليد فيلم هاليوودي با موضوع خاص مي کنند که نشان دهند دنيا در حال نابودي است و يک امريکايي خواهد آمد که زمين را نجات دهد.

مسعودي ادامه داد: از دهه نود فيلم هاي هاليوودي به طور علني از موضع ضد اسلامي برخوردار کرده و سعي در نشان دادن تقابل بين مسيحيت و شيعه است.

مسئول غرفه غرب و مهدويت به اهداف حضور امريکا در حوزه خليج فارس اشاره و عنوان کرد: اين مساله به نظريه پايان جهان نظريه پردازان غرب برمي گردد مبني بر اينکه موعودي از مسلمانان خواهد آمد و دنيا را تسخير خواهد کرد.

وي خواستار مجهز شدن مسلمانان به سلاح علم شد و تاکيد کرد: بايد با مجهز شدن به سلاح علم در مقابل تهاجمات فکري دشمنان از خود دفاع کنيم و فرهنگ مهدويت را در جهاني که تشنه عدالت واقعي است منتشر کنيم.

مسعودي در بخش ديگري از سخنان خود به منابع آثار ارائه شده در اين غرفه اشاره کرد و افزود: مطالب ارائه شده در غرفه غرب و مهدويت از نظرات مقام معظم رهبري استخراج و عرضه شده است و همچنين ديدگاه هاي برخي نظريه پردازان غرب نيز جهت آشنايي مردم با نگاه آنها به مفهوم آخرالزمان و مصلح به نمايش گذاشته شده است.

لینک ثابت


جو حاكم در دوران حكومتهاى بنى‏امیه و بنى عباس و نظیر آنها سبب گردید كه بسیارى از حقایق اسلامى به دست فراموشى سپرده شود و در میان مسلمانان ترویج نشود و در مقابل بسیارى از چیزها كه در مسیر سیاست آنها قرار مى‏گرفت ‏به وجود آمد و تبلیغ شد. نظیر مساله جبر، خلق قرآن و امثال آنها.

جلال‏الدین عبدالرحمان سیوطى (1) در حالات « یزید بن عبدالملك بن مروان‏» كه بعد از «عمر بن عبدالعزیز» به حكومت رسید مى‏نویسد: او چون خلافت را به دست گرفت، گفت: مانند عمربن ‏عبدالعزیز رفتار كنید، اطرافیان او چهل نفر شیخ (عالم دربارى) را پیش او حاضر كردند و همه آنها شهادت دادند كه بر خلفا حساب و عذابى نیست! و او بعد از چهل روز از خلافتش ( از عدالت و تقوا به ظلم و بى ‏بند و بارى) برگشت .

...

 

امام زمان

در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كم‌رنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات بسیاری، از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت می‌شوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز می‌نماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران می‌پردازیم. مثلاً جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام می‌باشد و سفارش بسیار شده كه در حرم‌های مطهر ائمه اطهار علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم. و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بی‌سواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .

در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كمرنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارد كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است.

شایان ذكر است كه امام زمان روحی له الفداء نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست است كه ایشان در غیبت به سر می‌برند اما دلیل نمی‌شود كه ما با ایشان ارتباط برقرار نكنیم. یكی از راه‌های ارتباط با ایشان خواندن ادعیه و زیاراتی است كه در مورد وجود مقدس ایشان سفارش شده است . البته نباید تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنیم خصوصا اگر به زبان عربی آشنایی نداشته باشیم باید به معانی آن توجه كرده و به عمق الفاظ پی ببریم؛ تا بدانیم چه می‌خوانیم و چه می‌گوییم.

یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز می‌شود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ..."(1) كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .

در فرازی از این زیارت می‌خوانیم: "اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، ‌عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی"؛‌ خدایا من باز تجدید می‌كنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.

در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن می‌رسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم،‌ معانی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.

عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.

بیعت: معنای لغوی بیعت، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت می‌باشد.  (2)

پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم:

عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)

عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)

بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبه‌ی اخلاص و پیروی خالصانه)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مفاتیح الجنان، ص 813.

2- فرهنگ فارسی دكتر محمد معین.

منبع: سایت تبیان

لینک ثابت
بیعت در بین رکن و مقام
پنجشنبه 7 شهریور1387 | عمادطیبی

بقیه الله

ابوداود در صحیح خود از ام سلمه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چنین نقل کرده است:

مردی (که همان مهدی (عج) است) از مدینه به مکه می‌رود. در آنجا در بین رکن و مقام، مردم با وی بیعت خواهند کرد، سپاهی از شام (برای جنگ با او) حرکت می‌کنند که در محل «بیداء»، (1) زمین، آنان را در کام خود فرو خواهد برد، با وقوع این حادثه، همه نیکان و سرشناسان شام و عراق با او بیعت خواهند کرد.

... حضرت مهدی اموال عمومی را میان مردم تقسیم می‌کند و در بین آنها به روش و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله رفتار خواهد کرد بطوری که در زمان وی تنها ملاک و میزان عمل مردم، کتاب و سنت خواهد بود.(2)

و اَما وَجهُ الانتِفاعِ بی فی غَیبتی کَالشّمس اِذا غَیَّبها عَنِ الاَبصارِ السَّحاب.(3)

بهره بردن مسلمانان از من در زمان غیبتم همانند بهره بردن از خورشید است آنگاه که ابر آن را از دیده پنهان می‌کند.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

پی‌نوشت‌ها:

1- نام سرزمینی است بین مکه و مدینه.

2- التّاج الجامع للاصول، ج 5، صص  341- 342 (با اندکی تلخیص).

3- منتخب الاثر، ص 272.

منبع:

جلوه‌های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی
لینک ثابت
 

ادعیه حضرت ولی عصر(عج) ویژه موبایل

                                             

قابل نصب بر روي همه گوشيهاي موبايل که از جاوا پشتیبانی میکنند

دانلود

لینک ثابت

امام زمان علیه السلام

این زیارتى است كه هر روز بعد از نماز صبح، مولاى ما صاحب الزمان علیه السلام با آن زیارت مى‌شود و آن زیارت این است :

اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلاىَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ عَنْ جَمیعِ

خدایا برسان به مولاى من حضرت صاحب الزمان كه درودهاى تو بر او باد از طرف همه

الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الاَْرْضِ وَ مَغارِبِها وَ بَرِّها

مردان و زنان با ایمان كه در شرق‌ها و غرب‌هاى زمینند و در خشكى

وَ بَحْرِها و َسَهْلِها وَ جَبَلِها حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِمْ وَ عَنْ والِدَىَّ وَ وَُلَْدى وَ عَنّى

و دریا هستند و در هموارى زمین و كوهند، زنده‌شان و مرده‌شان و از طرف پدر و مادر و فرزندان و خود من

مِنَ الصَّلَواتِ وَالتَّحِیّاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدادَ كَلِماتِهِ وَ مُنْتَهى

درودها و تحیت‌هایى هم وزن عرش خدا و به شماره كلمات و سخنانش و نهایت مرتبه

رِضاهُ وَ عَدَدَ ما اَحْصاهُ كِتابُهُ وَ اَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ اَللّهُمَّ اِنّى اُجَدِّدُ لَهُ

خشنودیش و به شماره آنچه برشمرده است آن را دفتر و كتابش و احاطه دارد بدان دانشش خدایا من نو مى‌كنم براى آن

فى هذَا الْیَوْمِ و َفى كُلِّ یَوْمٍ عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً فى رَقَبَتى اَللّهُمَّ

جناب در این روز و در هر روز عهد و پیمان و بیعتى را در گردنم

كَما شَرَّفْتَنى بِهذَا التَّشْریفِ وَ فَضَّلْتَنى بِهذِهِ الْفَضیلَةِ وَ خَصَصْتَنى

چنانچه مرا مفتخر ساختى بدین افتخار و برتریم دادى به این فضیلت و مخصوصم داشتى

بِهذِهِ النِّعْمَةِ فَصَلِّ عَلى مَوْلاىَ وَ سَیِّدى صاحِبِ الزَّمانِ وَاجْعَلْنى

بدین نعمت پس درود فرست بر مولا و آقایم حضرت صاحب الزمان و قرارم ده

مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَشْیاعِهِ وَالذّآبّینَ عَنْهُ وَاجْعَلْنى مِنَ الْمُسْتَشْهَدینَ

از یاران و پیروان و دفاع كنندگان آن حضرت و بگردانم از شهادت یافتگان

بَیْنَ یَدَیْهِ طائِعاً غَیْرَ مُكْرَهٍ فِى الصَّفِّ الَّذى نَعَتَّ اَهْلَهُ فى كِتابِكَ

در پیش رویش از روى میل و رغبت بدون اكراه و ناراحتى در آن صفى كه اهل آن را در كتاب خود (قرآن) توصیف كرده

فَقُلْتَ صَفّاً كَاَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصوُصٌ عَلى طاعَتِكَ وَ طاعَةِ رَسوُلِكَ

و فرمودى: "صفى كه گویا بنائى استوارند" در راه فرمانبردارى تو و فرمانبردارى رسول تو

و َآلِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ اَللّهُمَّ هذِهِ بَیْعَةٌ لَهُ فى عُنُقى اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ .

و آل رسولت كه بر تمامى آنها سلام باد خدایا این بیعتى است از آن جناب در گردن من تا روز قیامت .

 

منبع:

مفاتیح الجنان

لینک ثابت

امام زمان علیه السلام

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ و َصَلِّ عَلى وَلِىِّ الْحَسَنِ

خدایا درود فرست بر محمّد و خاندانش و درود فرست بر نماینده امام حسن

وَ وَصِیِّهِ و َوارِثِهِ الْقآئِمِ بِاَمْرِكَ وَالْغائِبِ فى خَلْقِكَ وَالْمُنْتَظِرِ لاِِذْنِكَ

و وصى او و وارثش آن كس كه قیام كند به دستورت و آن پنهان در خلق تو و چشم به راه اذن تو

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ قَرِّبْ بُعْدَهُ وَاَنْجِزْ وَعْدَهُ وَ اَوْفِ عَهْدَهُ وَاكْشِفْ

خدایا درود فرست بر او و نزدیك كن دوریش را و انجام ده وعده‌اش را و وفا كن به عهد و پیمانش و برطرف كن

عَنْ بَاْسِهِ حِجابَ الْغَیْبَةِ و َاَظْهِرْ بِظُهوُرِهِ صَحآئِفَ الِْمحْنَةِ و َقَدِّمْ

از نیرویش پرده غیبت را و پشت سر انداز با ظهور آن حضرت اوراق محنت و اندوه را و بفرست در پیش

اَمامَهُ الرُّعْبَ و َثَبِّتْ بِهِ الْقَلْبَ وَ اَقِمْ بِهِ الْحَرْبَ وَ اَیِّدْهُ بِجُنْدٍ مِنَ

رویش رعب و ترس را و آرامش ده به او دل را و برپا كن به دستش جنگ را و كمكش كن به لشكرى از

الْمَلاَّئِكَةِ مُسَوِّمینَ وَ سَلِّطْهُ عَلى اَعْدآءِ دینِكَ اَجْمَعینَ وَ اَلْهِمْهُ اَنْ

فرشتگان نشاندار و مسلطش كن بر دشمنان دینت همگى و به او الهام كن

لا یَدَعَ مِنْهُمْ رُكْناً اِلاّ هَدَّهُ وَلا هاما اِلاّ قَدَّهُ وَلا كَیْداً اِلاّ رَدَّهُ وَلا

كه پایه‌اى از آنها نگذارد جز آن كه فرو ریزد و نه سرى از آنها جز آن كه دو نیم كند و نه نقشه شومى جز آن كه بازش گرداند

فاسِقاً اِلاّ حَدَّهُ وَلا فِرْعَوْنَ اِلاّ اَهْلَكَهُ وَلا سِتْراً اِلاّ هَتَكَهُ وَلا عَلَماً اِلاّ نَكَّسَهُ

و نه فاسق بدكارى جز آن كه حدّش زند و نه فرعون (گردنكشى) جز آن كه هلاكش كند و نه پرده‌اى جز آن كه بدرد و نه پرچمى جز آن كه سرنگونش سازد

وَلا سُلْطاناً اِلاّ كَسَبَهُ وَلا رُمْحاً اِلاّ قَصَفَهُ وَلا مِطْرَداً اِلاّ خَرَقَهُ

و نه سلطنت و قدرتى جز آن كه به تصرف گیرد و نه نیزه‌اى جز آن كه درهم شكند و نه زوبینى جز آن كه بشكند

وَلا جُنْداً اِلاّ فَرَّقَهُ وَلا مِنْبَراً اِلاّ اَحْرَقَهُ وَلا سَیْفاً اِلاّ كَسَرَهُ وَلا صَنَماً

و نه لشكرى جز آن كه پراكنده سازد و نه منبرى جز آن كه بسوزاند و نه شمشیرى جز آن كه بشكند و نه بتى

اِلاّ رَضَّهُ وَلا دَماً اِلاّ اَراقَهُ وَلا جَوْراً اِلاّ اَبادَهُ وَلا حِصْناً اِلاّ هَدَمَهُ

جز آن كه خرد كند و نه خونى جز آن كه بریزد و نه ستم و بیدادگرى جز آن كه از میان بردارد و نه قلعه و دژى جز آن كه ویران كند

وَلا باباً اِلاّ رَدَمَهُ وَلا قَصْراً اِلاّ خَرَّبَهُ وَلا مَسْكَناً اِلاّ فَتَّشَهُ وَلا سَهْلاً

و نه درى جز آن كه ببندد و نه كاخ و قصرى جز آن كه ویران كند و نه مسكنى جز آن كه بازرسى كند و نه زمین هموارى

اِلاّ اَوْطَئَهُ وَلا جَبَلاً اِلاّ صَعَدَهُ وَلا كَنْزاً اِلاّ اَخْرَجَهُ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

جز آن كه زیر پا گذارد و نه كوهى جز آن كه بالا رود و نه گنجى جز آن كه بیرون آورد. به رحمتت اى مهربانترین مهربانان .

 

منبع:

مفاتیح الجنان

لینک ثابت
خانه مهدى كجاست؟
چهارشنبه 6 شهریور1387 | عمادطیبی

یا مهدی

                                          از سامرا تا سهله

 

بسیارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مى‏كند.

براى روشن شدن این پرسش باید محل سكونت امام زمان - علیه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:

هالیوود و مهدویت
چهارشنبه 6 شهریور1387 | عمادطیبی

مهدویت

                                                                  گفت‏وگو با دکترحسن بلخارى

چكیده:

این گفت‏وگو با عنوان فرعى «فیلمسازان آمریكایى، مهدویت را نشانه گرفته‏اند» به چاپ رسیده است . جهان امروز جهان تصویر است و مساله آینده‏نگرى (فیوچریسم) در دهه‏هاى گذشته براى غرب بسیار مطرح بوده است. آینده‏نگرى در غرب، ریشه در روش علم تجربى، نگرش‏هاى سیاسى و اندیشه‏هاى مذهبى دارد . آمریكا با نشان دادن آینده تاریك و خونین بشر در فیلم‏هاى خود، سعى دارد خود را منجى آینده بشریت معرفى كند . مساله مهدویت‏براى غرب پس از انقلاب اسلامى ایران مطرح شد .

...

 

كوكب هدایت
چهارشنبه 6 شهریور1387 | عمادطیبی

وقتى به‏سان خورشید از گوشه‏اى بر آیى

روشن شود جهانى وقتى كه تو بیایى

ماندم در انتظارت، اى كوكب هدایت

بنما جمال خود را اى آیت خدایى

اى آفتاب هستى! اى شور عشق و مستى!

بازآ بخوان كلامى زآن معجز الهى

اى دیده‏ها به راهت! اى قائم هدایت!

تا كى كنم حكایت شرح غم جدایى

گر من تو را نبینم، روییدنم نباشد

بنما جمال خود را اى مظهر رهایى!

پیش رخ چو ماهت خورشید سجده آرد

اى آیت الهى! اى پرتو خدایى!

لب تشنگان نوریم هر لحظه ما، نگارا

برهان ز ما عطش را اى قائم رهایى!

"اسماعیل نیك سرشت"

لینک ثابت
بوي يوسف
چهارشنبه 6 شهریور1387 | عمادطیبی

امام زمان عليه السلام

بر نخواهم داشت دست از دامنت                                                                    بوي يوسف مي‌دهد پيراهنت

ز انتظارات گشت چشمانم سفيد                                                                    كو نسيمي كآورد سوي منت

گشته‌ام در رهگذارت خاك راه                                                                          تا كه بنشينم به چين دامنت

دوستان را نيست چشم ديدنم                                                                       كاش بنشينم به چشم دشمنت

پشتم از دست محبّانت شكست                                                                    تا ابد افتاده‌ام بر گردنت

تا نفس دارم بيا تا با غزل                                                                                پاك سازم خستگي را از تنت

چند بايد عندليبي مثل من                                                                             در قفس باشد مقيم گلشنت؟

كم مبادا از سر «قصري» دمي                                                                      سايه گيسو پريشان كردنت

     

                                                                                                                                    كيومرث عباسي (قصري)

لینک ثابت
 

 

 

براى تهيه كتابهاى فوق مى توانيد با انتشارات مسجد مقدس جمكران تماس برقرار نمائيد.

 تلفن: 3700 725_0251 و 7225050 _0251

 فاكس: 7253340 _0251

لینک ثابت
زادگاه حضرت مهدی(عج)
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی
شکي نيست که آن امام همام در شهر سامرا و در خانه پدر خود امام حسن عسکري  علیه السلام  ديده به جهان گشود وتا پايان عمر شريف پدر خود در کنار آن حضرت زندگی کرده است.   اين دوران (بنا بر مشهور) از نيمه شعبان سال 255 هجري قمري آغاز و در هشتم ربيع الاول سال 260 پايان يافت.   افزون بر نقل موثق تاريخي، افراد فراواني از اين حادثه بزرگ پرده برداشته‌اند:   شيخ صدوق
...
از احادیث فراوانی استفاده مي‌شود که حضرت مهدي عجل الله فرجه ، ولادتي استثنايي داشته و اين، براي بسياري سؤال برانگيز بوده و هست. از اين روي، ترسيم و تصوير و شرح مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بيت علیهم السلام، در برابر اين پديده، ضروري است.   جريان امامت پيشوايان معصوم علیهم السلام، پس از رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم  فراز و فرودهاي فراواني پيدا كرد. امامان معصوم علیهم السلام، با حفظ استراتژي كلي و خطوط اساسي امامت، درباره حفظ مكتب و ارزشهاي آن، روشهاي گوناگوني را در برابر ستم پيشه‌گان، در پيش گرفتند.   اين فراز و نشيب‌ها، تا زمان امامت علي‌بن موسي الرضا علیهما السلام، استمرار داشت، و ائمه علیهم السلام تا آن زمان، هر يك به تناسب زمان و مكان و ارزيابي شرايط و اوضاع سياسي و اجتماعي، موضعي خاص برمی‌گزيدند.   پس از امام رضا  علیه السلام ، جريان امامت شكل ديگري يافت. امام جواد، امام هادي و امام حسن عسكري علیهم السلام، در برابر دستگاه حاكم و خلفاي عباسي، موضعي يگانه برگزيدند.[1]   پس از دو قرن و اندي كه از هجرت پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  گذشت، و امامت به اين امامان رسيد، اندك اندك، در ميانِ حكومت‌گرانِ مسلمين در مركز خلافت، نگرانيهايي عميق، جان گرفت. اين نگرانيها مربوط به اخبار و احاديث بسياري بود كه در آنها آمده بود: از امام عسكري  علیه السلام  فرزندي تولد خواهد يافت، كه برهم زننده اساس حكومتهاست. اين پيش گويي، هم در كتاب‌هاي پيشينيان آمده بود،و آگاه كتاب‌هارا در ميان مسلمين نقل مي‌کردند، و هم در احاديث و اخبار اسلامي، (به ويژه احاديث نبوي.)  بر مبناي بشارتهای كتبِ پيشينيان، و هم چنين احاديث اسلامي، مشهور شده بود كه از امام يازدهم فرزندي پديد آيد، كه ويران كنندۀ تخت‌ها، فروافكنندة تاج‌ها و پای‌مال كنندة قدرت‌هاست...   از اين روي، فشارها و سخت‌گيري‌ها بر روی امام حسن عسكري  علیه السلام  بیشتر شده، تا شايد با نابودي ايشان از تولد مهدي  علیه السلام  و تداوم امامت جلوگيري شود. اما برخلاف برنامه ريزي‌ها و پيش‌گيري‌هاي دقيق و پي در پي دشمنان، مقدمات ولادت امام مهدي عجل الله فرجه  آماده شد و توطئه ستم گران، راه به جايي نبرد.   به همين علت بود كه چگونگي احوال مهدي  علیه السلام ،ـ دوراني که در شکم مادر بزرگوار خود بود، و سپس تولد او،ـ همه و همه، از مردم نهان داشته مي شد، و جز چند تن معدود از نزديكان، يا شاگردان و اصحاب خاصّ امام عسكري  علیه السلام ، كسي او را پس از به دنيا آمدن نمي‌ديد. آنان نيز مهدي را گاه گاه مي‌ديدند، نه پيوسته و به صورت عادي.[2]    دربارۀ چگونگي ولادت ايشان، مشهورترين گزارشي را كه مي‌توان ارائه کرد، سخنان ارزش مند بانوي بزرگوار، حضرت حكيمه علیها السلام عمه امام عسكري  علیه السلام  است. شيخ صدوق، اين حادثه بزرگ را از زبان آن بانوي بزرگ چنين آورده است: «حكيمه دختر امام جواد  علیه السلام  گويد: امام حسن عسكري  علیه السلام  مرا به نزد خود فرا خواند. و فرمود: اي عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نيمة شعبان است و خداي تعالي امشب حجّت خود را ـ كه حجّت او در روي زمين است ـ ظاهر سازد. گفتم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فداي شما شوم اثري در او نيست، فرمود: همين است كه به تو مي‌گويم. گويد: آمدم و چون سلام كردم و نشستم، نرجس آمد كفش مرا بردارد و گفت: اي بانوي من و بانوي خاندانم! حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوي من و بانوي خاندان من هستي گويد: از كلام من ناخرسند شد و گفت: اي عمه جان! اين چه فرمايشي است؟ گويد: بدو گفتم: اي دخترجان! خداي تعالي امشب به تو فرزندي عطا فرمايد كه در دنيا و آخرت آقاست. گويد: نرجس خجالت كشيد و حيا کرد. و چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار كردم و در بستر خود قرار گرفته و خوابيدم. در دل شب براي اداي نماز برخاستم و آن را به جاي آوردم؛ در حالي كه نرجس خوابيده بود و رخدادي براي وي نبود. سپس براي تعقيبات نشستم و پس از آن نيز دراز كشيدم و هراسان بيدار شدم. او هم چنان خواب بود، پس برخاست و نماز گزارد و خوابيد. حكيمه گويد: بيرون آمدم و در جست وجوي فجر به آسمان نگريستم و ديدم فجر اول دميده است و او در خواب است. شك بر دلم عارض گرديد. ناگاه ابومحمّد از محل خود فرياد زد: اي عمه! شتاب مكن كه اين جا كار نزديك شده است. گويد: نشستم و به قرائت سوره «الم سجده» و سوره «يس» پرداختم. در اين ميان او هراسان بيدار شد و من به نزد او پريدم و به او گفتم: اسم اللّه بر تو باد آيا چيزي را احساس مي‌كني؟ گفت: اي عمه! آري. گفتم: خودت را جمع كن و دلت را استوار دار كه همان است كه با تو گفتم، حكيمه گويد: مرا و نرجس را ضعفي فرا گرفت و به آواز سرورم به خود آمدم و جامه را از روي او برداشتم و ناگهان مولای خود را ديدم كه در حال سجده است و مواضع سجودش بر زمين است. او را در آغوش گرفتم، ديدم پاك و نظيف است. ابومحمّد فرياد برآورد كه ‏اي عمه! فرزندم را به نزد من آور. او را نزد وي بردم و او دو كف دستش را گشود و فرزند را در ميان آن قرار داد و دو پاي او را به سينه خود نهاد. پس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وي كشيد. سپس فرمود: اي فرزندم! سخن گوي. گفت: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه وَحْدَهُ لاشَرِيكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ محمّداً رَسُولُ اللّهِ» سپس درود بر اميرالمؤمنين و ائمه علیهم السلام فرستاد تا آن كه بر پدرش رسيد و زبان در كشيد».[3]   به طور معمول كسي كه داراي فرزند مي شود، خويشان، دوستان و همسايگان از آن آگاه مي‌شوند، بِويژه اگر شخص داراي موقعيت اجتماعي ممتاز باشد، اين مسئله از كسي پوشيده نمي‌ماند. اما با توجه به آن چه ياد شد، از مهم‌ترين ويژگي‌هاي ولادت حضرت مهدي عجل الله فرجه  مخفي بودن آن است.     از روايات استفاده مي‌شود مهمّترين فلسفة اين پنهان بودن و نيز غيبت آن حضرت در امان ماندن ايشان از خطر نابودی است. به اين بيان كه خداوند متعال می‌دانست اگر امامان پيشين ظاهر شوند، از كشته شدن در امان خواهند بود؛ خلاف مهدی عجل الله فرجه  كه اگر ظاهر شود كشته خواهد شد و اگر يكی از پدران مهدی كشته مي‌شد، حكمت و تدبير الهي اقتضا می‌كرد ديگری به جای او نصب گردد، ولی اگر مهدی كشته شود، مصلحت و تدبير امور انسانها اقتضا نمی‌كرد كه خداوند امام ديگری به جای وی نصب نمايد.    امام عسکری  علیه السلام  با بيانی لطيف اين حقيقت را در پاسخ به حکيمه خاتون، عمه خويش، که پرسيده بود: از چه کسی حضرت مهدی  علیه السلام متولد می‌شود و من در نرجس آثار بارداری نمی‌بينم؟ اين گونه بيان فرموده است: «از همان نرجس. نه از ديگری.» حکيمه گويد: به نزد او رفتم و پشت و شکم او را وارسی کردم و آثار بارداری در او نديدم. به نزد امام برگشتم و کار خود را به او گزارش کردم. تبسمی فرمود و گفت: «در هنگام فجر آثار بارداری برايت نمودار خواهد گرديد، زيرا مَثَل او مَثَل مادر موسی  علیه السلام  است که آثار بارداری در او ظاهر نگرديد و کسی تا هنگام ولادتش از آن آگاه نشد، زيرا فرعون در جست‌و‌جوی موسی، شکم زنان باردار را می‌شکافت و اين نظير موسی  علیه السلام  است».[4] البته اين پنهان بودن ولادت نه نخستين بار و نه واپسين بار بوده، بلکه در موارد فراوانی نقل شده كه مي‌توان از آن جمله به ولادت پنهانی ابراهيم خليل  علیه السلام  از ترس كشته شدن به دست پادشاه زمانش و همچنين به ولادت پنهاني موسي بن عمران  علیه السلام  از ترس كشته شدن به دست فرعون اشاره كرد.


[1] . جمعي از نويسندگان، چشم به راه مهدي علیه السلام، ص318.
[2] . محمّد رضا حكيمي، خورشيد مغرب، ص 21 ـ 22،( با تصرف.)
[3] . شيخ صدوق, كمال‏الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 42، ح 1؛ هم چنين ر.ك: شيخ طوسی, كتاب الغيبة، ص 238؛ علی‌بن عيسی اربلی, كشف‏الغمة فی معرفة الائمة، ج 2، ص 449.
[4] . پيشين, ج2, ص426, ح2.
 
منبع: سایت حجةالاسلام سلیمیان
لینک ثابت

نویسنده: على كورانى

ترجمه: عباس جلالى


قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، كشور ايران در تصور غربيها پايگاهى حياتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى آمد و از ديدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصيل به شمار می  رفت كه «شاه » سر سپرده غرب و هم پيمان اسرائيل بر آن حكومت مى كرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، كشورش را دربست در اختيار و خدمت آنان قرار داده بود.

علاوه بر آنچه كه در تصور ديگران بود، در ذهن يك فرد شيعه مانند من، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، عليه السلام، و حوزه علميه قم وجود داشت، كشورى داراى تاريخى اصيل و ريشه دار در تشيع و علما و انديشمندان شيعه و تاليفات گرانبها، زمانى كه به روايات وارده در خصوص مدح و ستايش ايرانيان بر مى خوريم و آنها را بررسى مى كنيم، به يكديگر مى گوييم: اين روايات مانند روايتهايى است كه مدح و ستايش و يا مذمت اهل يمن، و يا بنى خزاعه را مى نمايد. از اين رو هر روايتى كه مدح و ستايش و يا مذمت گروهها و قبيله ها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمى تواند بدون اشكال باشد. گرچه اين روايات صحيح و درست مى باشند، اما مربوط به تاريخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اوليه آن است.

اين طرز فكر رايج بين ما بود، كه امت اسلامى در حالتى جاهلانه، فرمانبردار سلطه كفر جهانى و نوكران اوست، در بين ملتها هيچ يك بر ديگرى برترى ندارد و چه بسا همين ايرانيان مورد بحث، بدتر از ساير ملتها بوده اند، به دليل اينكه آنان طرفداران تمدنى كفر آميز و برترى جوييهاى ملى و نژادى بوده اند كه سر سپردگانى چون شاه و اربابان غربى اش براى ايجاد چنين تز و طرز فكرى و تربيت مردم ايران، بر همين روش پافشارى مى كردند.

... تا اينكه

...

 

على كورانى

ترجمه: عباس جلالى


اشاره: نويسنده در قسمت اول مقاله حاضر، پس از ذكر برخى از آيات قرآن، رواياتى را كه در آنها به ايرانيان به عنوان مصداق اين آيات اشاره شده، مورد بررسى قرار دادند.
اينك در ادامه اين مطلب، آيه اى ديگر مورد بررسى قرار گرفته و پس از آن تعدادى از رواياتى كه در آنها به ستايش ايران پرداخته شده، بيان مى گردد.

3. در تفسير كلام خداى بزرگ: وقضينا الى بنى اسرائيل فى الكتاب لتفسدن فى الارض مرتين و لتعلن علوا كبيرا. فاذا جاء وعداولهما بعثنا عليكم عبادا لنااولى باس شديد فجاسواخلال الديار و كان وعدا مفعولا. (1)

به بنى اسرائيل اعلام نموديم در كتاب،«تورات » كه دوبار درزمين فساد و سركشى بزرگى خواهيد كرد، پس چون وعده يكى از آنها(فساد) برسد. بندگانى از خودرا كه داراى قوت و نيرومندى شگرفى هستند به طرف شمامى فرستيم تا در همه جا جستجو كنند واين وعده اى انجام شده است.

در تفسير «نورالثقلين » از«روضه كافى » درباره تفسير آيه شريفه «بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باس شديد» از امام صادق،عليه السلام، نقل شده است كه فرمود:

آنان كسانى هستند كه خداوندتبارك و تعالى قبل از ظهور قائم،عليه السلام، آنها را برمى انگيزد وآنان دشمنى از آل پيامبر، صلى الله عليه وآله، را فرانمى خوانند مگر اينكه او را به قتل مى رسانند.

و «عياشى » در تفسير خود ازامام باقر، عليه السلام، روايت كرده كه حضرت آيه شريفه «بعثناءعليكم عبادا لنا اولى باس شديد»را قرائت مى كردند، سپس فرمودند:
...

 

على كورانى

ترجمه: عباس جلالى


كليه منابع روايى شيعه و سنى، پيرامون حضرت مهدى، عليه السلام، اتفاق نظر دارند كه آن بزرگوار بعد از نهضتى مقدماتى كه برايش به وجود مى آيد، ظهور مى كند... و ياران درفشهايى سياه، ايرانى اند كه زمينه ساز حكومت آن حضرت و آماده كننده مقدمات فرمانروايى وى مى شوند. در اين روايات، اتفاق است كه دو شخصيت وعده داده شده، سيد خراسانى و يا هاشمى خراسانى و ياور او شعيب بن صالح هر دو ايرانى هستند... تا پايان رواياتى كه مربوط به آنان در منابع شيعه و سنى آمده است.

اما منابع حديث شيعه علاوه بر ايرانيان، افراد ديگرى را به عنوان زمينه سازان ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، به نام يمنيها ذكر نموده است، چنانكه روايات بى شمارى در منابع شيعه وجود دارد كه بطور عموم دلالت دارد كه قبل از ظهور آن حضرت، حكومت و يا نيرو و يا نهضتى مبارز و انتقام گيرنده برپا خواهد شد... مانند اين روايتى كه مى گويد: «او مى آيد و براى خداوند، شمشيرى است از نيام كشيده شده » البته اگر چنين روايتى وجود داشته باشد. چه اينكه صاحب كتاب «يوم الخلاص » آن را با ذكر پنج منبع نقل كرده است كه من اين روايت را در اين منابع نيافتم، همچنين موارد متعدد ديگرى كه براى آنها هم منابعى را ذكر نموده است! خداوند به ما دقت و امانت در نقل روايات را عنايت فرمايد... و مانند روايت ابان بن تغلب از امام صادق، عليه السلام، كه گفت شنيدم، حضرت مى فرمود:
...

مادر مهدی
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی
اگر چه سرگذشت مادر حضرت مهدي عجل الله فرجه  تا حدودي در هاله‌اي از ابهام قرار دارد و سخن صريح و روشني درباره ایشان در دست نيست، طبق ديدگاه مشهورـ كه از برخي روايات به دست مي‌آيدـ ايشان كنيزي بودند كه بر اثر فتوحات، اسير شده و سرانجام به خانواده امام عسكري  علیه السلام  وارد شدند. پس از ورود آن بانوی بزرگوار به خانه شريف امامت

...

پدر مهدی
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی
 امام ابومحمد حسن عسكري  علیه السلام  يازدهمين پيشواي اسلام پس از پيامبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلم  , فرزند امام علي النقي  علیه السلام  و پدر بزرگوارحضرت مهدي عجل الله فرجه  در سال231يا 232 ه.ق و بنا به اکثر روايات در مدينه، چشم به جهان گشود

...

 بهار می‌آيد؛
با همه زیبایی و طراوتش.

و بهار می‌آید؛
برای آنکه به خورشید بیاموزد، هنر تابیدن را.

و بهار می‌آید؛
برای رویاندن دانه‌های نهفته در دل سیاه و سرد خاک.

و بهار می‌آید؛
برای آنکه شکوفه‌های درختان و گلهایی را بشکفاند، برای ثمر بخشیدنشان در آینده‌ای نچندان دور.

و بهار می‌آید؛
برای جاری کردن چشمه‌سارهای زلال آب، از دل کوههای سخت و تپه های سنگی.

و بهار می‌آید؛
برای به هدیه آوردن رایحه‌های بهشتی.

و بهار می آید؛
برای آنکه در گوش پرستو، از دوری زمستان بگوید و زمزمه کند شروعی نو، برای ساختن لانه‌ای جدید.

و بهار می‌آید؛
برای شستن سیاهی‌های نشسته بر در ودیوار شهرمان.

و بهار می‌آید؛
برای طراوت و جان بخشیدن...

و تو ای بهار جانان بیا...
بیا برای آنکه زندگی و طراوت می‌بخشی به دلهای مرده‌مان.

و تو ای بهار جانان؛
بیا که خورشید تابنده‌ای بر ظلمت انسان.

و تو ای بهار جانان؛
بیا که برویانی بذر معرفت را در شوره‌زار دلمان.

و تو ای بهار جانان؛
بیا تا بشکفانی حقیقت آیین محمدی را برای آسمانی شدن.

و تو ای بهار جانان؛
بیا تا جاری کنی، چشمه زلال معرفت و درک بندگی معبود را در بیابان خشک جهل.

و تو ای بهار جانان؛
بیا تا همگی استشمام کنیم رایحه‌ سیبی را که سحرگاهان، زائران خاص اباعبدالله در بارگاه ملکوتیش استشمام می‌کنند.

و تو ای بهار جانان؛
بیا تا به ما بیاموزی، چگونه آباد کنیم ویرانه دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم و آخرتی که ره توشه‌ای برایش نیندوخته‌ایم.

و تو ای بهار جانان؛
بیا تا شستشو دهی زنگار و سیاهی‌های قلب و روحمان را.

و تو ای بهار جانان؛
بیا که منتظرانت تو را می‌جویند و در حسرت نگاهت می‌سوزند.

و تو ای بهار جانان، یوسف زهرا(س)، بیا که روز نوی ما، با قدوم تو آغاز می‌شود.

السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج).

 

منبع:سایت بچه های قلم

لینک ثابت
گوش بده...
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی

گوش فرا بده...

با دقت گوش فرا بده...

صداي قدمهايش را خواهي شنيد.

اگر با گوش دل، گوش فر ادهي، زمزمه‌هايش را نيز خواهي شنيد.

با كه نجوا مي‌كند؟

چه مي‌گويد؟

...

با خداي خود چه مي‌گويد؟

آيا ظهورش را از خدا طلب مي‌كند؟

صداي قدمهاي استوارش را نمي‌شنوي؟

با دقت گوش فرا بده...

به كجا مي‌رود؟

نمي‌دانم.

شايد براي تسكين درد دردمندي به عيادتش مي‌رود...

شايد مي‌رود تا راه را به گمگشته‌اي نشان دهد...

شايد به ديدار يارانش مي‌رود...

شايد به زيارت قبر مخفی و بي نور و چراغ مادرش مي‌رود...

شايد به كربلا مي‌رود...

شايد به جمكران...

شايد...

شايد به كنار كعبه مي‌رود.

گوش فرا بده...

با گوش دلت گوش فرا بده...

چه مي‌گويد؟

چه مي‌شنوي؟

نداي آسمانيش عرش را به لرزه مي‌اندازد.

«انا بقية الله»

به دقت گوش فرا بده.

آنچه مي‌شنوي را با خودت زمزمه مي‌كني.«انا بقية الله»!

آيا درست شنيده‌اي...

نوا، نواي آشنايست.

وصفش را زياد شنيده بودي.

صدا، صداي منجيست.

آري.

هموست.

اين صدا به دلت مي‌نشيند.

مثل اينكه تمام هستي منتظر اين ندا است.

از آدم تا خاتم.

از اولين تا آخرين.

آري...

نداي حق طلبي و مژده ظهورش را از هم‌اكنون مي‌توان شنيد.

پس با دقت گوش فرا دهيم.

با گوش دل گوش فرا دهيم.

نكند گوشهايمان را ببنديم.

يا خودمان نخواهيم كه بشنويم.

ظهور نزديك است.

آري

ظهور منجي نزديك است.

پس بياييد منتظران واقي او باشيم.

آمين يا رب العالمين.

لینک ثابت

سالها و ماهها و روزها و ساعتها و دقیقه ها و ثانیه ها و لحظه ها پی در پی می گذرند و تو را صدا میکنند.

می آیند و می روند تا تو را ببینند و نمی توانند.

دیروز و امروز و فردا به امید حضور تو رخ می نمایند اما...

اما دیروز فراموش می شود و امروز دیروز می شود و فردا امروز...

...ولی نمی دانند که در کجای این زمان و مکان خاکی به انتظار نشسته ای.

آری...

خود بیش از هر کسی منتظر آن لحظه رویایی هستی.

آن ساعتی که بیایی و مرهمی باشی بر دلهای شوریده و معشوقی باشی برای دلهای عاشق و منتقمی باشی برای مظلومان و دردمندان.

و آن لحظه، لحظه ایست که تمام ذرات این دنیای لایتناهی از ابد تا ازل در انتظارش بوده اند و هستند و خواهند بود و به عشق درک وجودت انتظارها کشیده اند و حسرت ها خورده اند.

...

و چه بگویم از پریشانی و درماندگی و بی لیاقتی خویش که دیدنت پیش کش،  هنوز نه درست می شناسمت و نه درست درکت کرده ام و این از نابخردی و غفلت من است که خود به آن معترفم.

ولی در تحیرم که با این رو سیاهی چگونه عشق و محبتت را در دلم قرار داده ای.

آقای من...

به خداوندی خدا با تمام وجود دوستت دارم که این دوست داشتن میراثی است برای دوستداران اهلبیت.

آنانی که در کودکی با تربت جدّت حسین(علیه السلام) کام می گشایند و با نوای اذان و اقامه و ذکر شریف اشهد انّ لا الله الا الله و اشهد انّ محمّد رسول و الله و اشهد انّ علی ولی الله شنوا می شوند.

آنانی که مادرت را مادر خویش می دانند و به فاطمه مرضیه(سلام الله علیها) ارادت دارند.

ارباب من...

حال که خود می دانم نمی توانم شیعه واقعیت باشم، خوشحالم که لااقل دوستدار تو و دوستدار دوستدارانت هستم.

مولای من...

می دانم که از آمال و آرزوهای قلبی ام آگاهی، پس مجالی برای گفتن نیست...

 

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

 

منبع:سایت بچه های قلم

لینک ثابت
سرباز کم است
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی

قطعه گم شده اي از پر پرواز کم است
يازده بار شمرديم و يکي باز کم است

اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است که سرباز کم است


امروز داشتم اين دو بيت شعر را زير لب زمزمه مي‌كردم و وقتي به پايان مصرع اول مي‌رسيدم دوباره از اولش شروع مي‌كردم به خوندن.
ورد زبونم شده بود و طوطي‌وار تكرارش مي‌كردم، مثل نواري كه وقتي به آخرش مي‌رسه دوباره بر‌مي‌گرده و از اول شروع مي‌كنه.
همينطور كه داشتم با لحنها و آواهاي مختلف براي خودم مي‌خوندم و صدامو زير و بم مي‌كردم، نمي‌دونم چطور شد كه يك دفعه توي مصرع آخر گيرافتادم و ديگه نتونستم ادامه بدم...

"... نه اقيانوس است         عرق شرم زمين است كه سرباز كم است"
شايد بيشتر از 100 بار با خودم زمزمه كرده بودم ولي...
ذهنم مشغول شد و دوباره افتادم تو وادي بحث و جدلهاي دروني.
- عرق شرم!
- اونم عرق شرم زمين!
- زمين كه جون نداره [البته در ظاهر]!
- پس چرا زمين شرم مي‌كنه؟
- يعني اشياء و جامدات از من ِ انسان بيشتر امام زمانشونو مي‌شناسن؟
- سرباز!
- چرا سرباز كمه!
- يعني ايقدر سرباز كمه كه زمين مي‌خواد سرباز آقا باشه؟
- پس ما چيكاره‌ايم؟
- انشا الله سرباز آقا مي‌شيم.
- سرباز آقا؟
- سرباز آقا بايد چطوري باشه؟
- تو اصلاً لياقتشو داري؟
- خوب، حالا كه تو شايستگيشو نداري، اينهمه آدم امام زماني هست.
- شبهاي سه‌شنبه جمكرانو كه ديدي، شب نيمه شعبانو كه ديگه نگو، همه امام زمانين.
...
داشتم به قول معروف خودمو توجيه مي‌كردم كه مصرع اول اومد جلوي چشمم...

"اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است       عرق شرم زمين..."
- اقيانوس!
- آب جاري!
- يعني اينهمه آدم كه دم از امام زمان مي‌زنن...
...
به فداي مظلوميت و غربتت يا ابا صالح المهدي
(عجل الله).
مي‌دونم آقا جان كه اگه يار و ياور باوفا داشتي و مردم واقعاً و از روي صدق دل مي‌خواستنتون، خدا اذن ظهور را مي‌داد.

نمي‌دونم كي مي‌فهميم واقعاً يتيميم.
من شرمنده‌ام آقا جان.
حلالم كنيد.
به جان مادرتان قسم حلالم كنيد.

 

 

منبع:سایت بچه های قلم

لینک ثابت
درد دلی با مولا
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی

باسمه تعالی

 سلام آقا جان.

سلام مولای من.

سلام پدر بزرگوارم.

سلام مهربانم.

سلام آرام جانم.

و باز سلام.

...

از شما معذرت می خواهم که اینگونه راحت و بی مقدمه با شما حرف می زنم.

...

راستش را بخواهید خسته شده ام و به دنبال دل دردمندی می گردم که با او درد دل کنم.

و سنگ صبوری نیافتم جز شما.

می دانم، که می دانید در دل من چه می گذرد و از این بابت تسلا می یابم.

اما گاهی اوقات احساس خفگی و خفقان می کنم.

احساس می کنم قلبم را می فشارند و استخوانهایم را خرد می کنند.

...

می دانم که می دانید.

شهر برایم تنگ و تاریک شده و اکثر مردم شهر برایم چون...

...

دلم به حال خود بیچاره ام می سوزد که شما را فراموش کرده ام و هر از گاهی چون امشب به یادتان می افتم و با خودم می گویم:

" ای بیچاره... مولایت هر روز به یاد توست و برای تو دعا می کند...  تو چه کردی برای مولایت.

آیا به یادش بودی ؟

آیا لحظه ای با خود فکر کردی که مولایت در کجای این عالم است و چه می کند ؟

آیا ظهورش را از خدا طلب کردی؟

آیا....  ؟"

و در آن لحظه عرق شرم است که به من می گوید چه هستم و چه می کنم.

...

 

امشب نیز دلم از دست خودم و مردم کوچه و بازار ...  گرفته بود که به یکباره این شعر به ذهنم رسید:

 

"سایتون سنگینه مولا                      کجا رفته اون چشاتون

کوچه خیل وقته مونده                     چشم به راه قدماتون"

...

 

می دانید چرا ؟

به خاطر اینکه در روزمرگی خود غرق شده ایم و خیلی چیزها را فراموش کرده ایم.

به خاطر اینکه حلال خدا را حرام کرده ایم و حرام خدا را حلال.

به خاطر اینکه کم کم داریم در خود فرو می ریزیم و خود نمی دانیم.

به خاطر اینکه ظاهرمان را آباد کرده ایم و نهانمان را ویران...

و هزار دلیل و اما و اگر دیگر.

...

 

آقا جان حلالم کنید.

حلالم کنید که بخشایش از بزرگان است.

حلالم کنید، زیرا که خود می دانم که چه هستم و که هستم.

برایم دعا کنید که اگر به دعای خیر شما نبود، فقط خدا می دانست که اکنون در چه حالی و چه جایی بودم.

 

ای مهربان مولای من...

درست است که ما شما را فراموش می کنیم و به وقت گرفتاری و دردمندی به یادتان می افتیم، اما شما ما را فراموش نکنید و دعای خیرتان را بدرقه مسیر پر پیچ و خم و پر خطر زندگیمان کنید تا انشا الله بتوانیم ذره ای از محبت ولائیتان را درک کنیم و طعم زندگی واقعی که همان محبت شماست را بچشیم.

آمین یا رب العالمین.

بری سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان ذکر کریمه صلوات را فراموش نکنید.

 

منبع:سلیت بچه های قلم

لینک ثابت

به انتظار نباید نشست... به انتظار باید ایستاد.
...
وقتی این جمله را از عزیزی شنیدم، دوباره موجی از سوالات، عبارات و کلمات در ذهنم به راه افتاد.
انتظار...
ایستادن...
نشستن...
به انتظار باید ایستاد یا باید نشست؟
چرا باید به انتظار ایستاد؟
چرا نباید به انتظار نشست؟
به انتظار چه کسی؟
چه چیزی؟
چه زمانی؟
و...
من قصد ندارم در اینجا به این سوالات پاسخ بدهم.
پاسخ به این سوالات با توجه به نوع نگاه و منش و روحیات آدمها متفاوت است.
باید ببینیم با شنیدن کلمه انتظار، اولین چیزی که در ذهنمان نقش می بندد چیست.
آن موقع هست که می توانیم خیلی چیزها را در مورد خودمان بفهمیم.
...
انشاء الله همه بتوانیم انتظار واقعی را درک کنیم.

 

منبع:سایت بچه های قلم

لینک ثابت
به نام الله
سلام مولای من.
در این وانفسای کفر و ظلم و جهل و عناد و بی عدالتی جهانی، می دانم که منتظری و لحظه شمار، برای قیامی عالمگیر، تا ریشه هرآنچه بدیست را بخشکانی و مطمئناً منتظر یارانی هستی که به یاریت بشتابند و در رکابت باشند.
لباس رزم به تن کرده ای و در لحظه لحظه هایت به دیدار دوستداران و یاورانت می روی و دلداریشان می دهی.
شیعه با مبارزه زنده است و تا مبارزه هست ما هم هستیم.
لیاقت سربازیت را عنایت کن و از خداوند بخواه تا سربازی جانفدا در راه و هدف الهیت باشیم.
و امیدواریم تا بتوانیم خدمتی هرچند کوچک، به یاران آخر الزمانیت انجام دهیم و سنگری هرچند کوچک در این دنیای مجازی زر و زور و فساد برای یارانت برپا کنیم.
ای غـائب از نـظر به خدا می سـپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

منبع:سایت بچه های قلم

لینک ثابت
1173 سال گذشت.
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی
1173 سال.
آره به خدا، 1173 سال گذشته.
تا حالا بهش فكر كرده بودي؟
يكبار ديگه آرام و شمرده تكرارش كن: هـــزار و صــــد و هفـــــتاد و ســــه سال.
يتيمي سخته ولي وقتي 1173 سال يتيم باشي...
"الانتظار اشد من الموت".
انتظار هم سخته، سخت‌تر از مرگ، به خصوص وقتي كه 1173 سال طول كشيده باشه و پايانش را هم نداني.
تازه مرگ هم در يك چشم بر هم زدن مياد و ميره، ولي به انتظار نشستن لحظه به لحظش مثل مردن مي‌مونه.
غربت سخته، آنهم غربتي كه 1173 سال طول كشيده باشه.
بي يار و ياور ماندن سخته، آخه شنيدم اگه 313 يار اصلي امام زمان(عج) جمع بشن آقا مياد.
يعني 313  نفر توي اين 1173 سال بين ما...
و تو اي آقاي من...
هنوز منتظري، منتظرتر از هر منتظر.
منتظري تا اين 1173 سال نشه 1174 سال.
منتظري تا اين يتيمي تمام بشه.
منتظري تا غربت كنار بره.
و باز منتظري.
و سلام بر تو اي منتظر واقعي.
به قولي " ما همه غائب و او منتظر آمدن ماست"
آره به خدا...
ماييم كه گمش كرديم.
آقا هست...، هميشه ، همه‌جا و همه حال.
تا حالا وجودش را حس كردي؟
مي‌دوني چندبار كمكت كرده؟
مي‌دوني چندبار دستتو گرفته؟
اگر مي‌دونستيم كه حال و روزمون بهتر از اين بود.
مي‌دونم مي‌آيي.
شايد همين فردا و شايد...
پس زنده‌ام به اميد آمدن تو و به اميد فدايي شدن در راه تو.
از خدا بخواه تا به من لياقت منتظر بودن را بدهد و تحمل انتظار كشيدن را...
انتظار...
انتظار...
و باز هم انتظار.

منبع:بچه های قلم

لینک ثابت

باسمه تعالی

مرا می‌شناسی.
من یک روستایی‌ام.
یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.
از مهد نام آوران و دلیران آذربایجان.
شاید مرا نشناسی!
خیلی ها مرا نمی‌شناسند.
اهل زمین که با یک روستایی دورافتاده  و ساده کاری ندارند.
اصلا برایشان مهم نیست که کسی اینجا دردی داشته باشد.
اینان بزرگان را می‌شناسند حاکمان را دوست دارند، مسئولان را می‌شناسند، کسی با ما کاری ندارد.
خیلی وقتها دوستان و رفیقان هم آدم را فراموش می کنند.

ارباب من؛
آیا تو هم مرا فراموش کرده‌ای؟
تو هم مرا نمی شناسی.
البته که خوبان را می شناسی. تو را با ما چه‌کار!
ولی من تو را می شناسم.
با عقل و قلب کوچک خود تورا شناخته‌ام.
پیامبرمان (ص) نیز فرموده است که "هرکس امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است".

 مولای من مرا بیاد بیاور؛ آن لحظه‌ای که در شب تاریک در فاو، شلمچه، جزیره مجنون و... با آنانی که می شناختیشان، یک‌صدا تو را فریاد می زدیم.
من همان فرد کوچک و ناچیزی بودم که با لحن ساده خود یابن الحسن می‌گفتم و سرود العجل سر می‌دادم.

آری من همان بچه بسیجی هستم که به امر نائب تو آمده بودم.
همانی که تفنگ "ام یک" از من بلندتر بود.
همانی که وقتی کلاه آهنی می‌گذاشتم چشمانم را نیز می‌پوشاند.
همانی که در جزیره مجنون و شلمچه  به دنبال بمباران شیمیایی صدام، مزه شیمیایی را چشیدم.
چند لحظه‌ای می‌شد که هیچ چیز نمی‌دیدم، نفسم به سختی بالا می‌آمد.

آری مولای من، همان لحظه نیز تو را صدا می زدم.
درست است که از مقربین نبوده‌ام، ولی در حد توان از مریدانت بوده و هستم.
ای کاش مرا نیز از پیروانت به حساب می‌آوردی.
چرا که خود فرموده ای: "من در همه حال از احوال پیروانم آگاهم".

 مولای من، روز به روز وضعم دشوارتر می‌شود.
دیگر زندگی برایم به سختی می‌گذرد.
قلبم یاریم نمی کند.
پزشکان کارآیی ریه‌هایم را روز به روز کمتر گزارش می‌دهند.
امسال 68% اعلام کرده‌اند.
اعصابم دیگر توان هیچ چیزی را ندارد.
بسیاری مواقع ، به دنبال درگیری و مشاجره با اعضای خانواده گریه‌ام می‌گیرد.
از خشونتی که چند لحظه قبل انجام داده‌ام از خودم بدم می‌آید.
به خدا دست خودم نیست.
فکر کنم همان شیمیایی که آن موقع خورده‌ام مرا متلاشی کرده است.

از رنجها نمی‌نالم، چرا که خود پذیرفته و رفته ام.
از مشکلات مالی نمی‌گویم.
نمی گویم که هزینه یکبار مراجعه به پزشک نیم میلیون تومان می‌شود، چون اینها را هم با قرض و وام پرداخت می‌کنم.
از طعنه عوام نمی‌گویم که زیاد ناراحتم نمی‌کنند.

آقای من، یادت هست موقعی که ما اعزام می‌شدیم؛ کسانی پشت میزها نشسته بودند؟
یادت هست افرادی خوش سیما ما را به شرکت در جبهه‌ها فرا می خواندند؟
یادت هست که بعضی‌ها می‌گفتند امام تکیف کرده که همه به جبهه بروند، ولی خودشان نمی رفتند!!؟
حتما که یادت هست.

آری همانان الان نیز هستند!
البته کمی فرق کرده‌اند، میزهایشان بزرگ‌تر و رنگین‌تر شده، اتاقشان را مبلمان کرده‌اند، گلهای چند صدهزار تومانی گوشه اتاق چشم را خیره می‌کند.
رقص صندلی گردانشان دل را می‌نوازد.
همانان که رفته رفته اندازه ریش‌هایشان کوتاهتر شده و صورت‌هایشان صافتر و خوش سیماتر!
اصلا به من چه، به من چه ارتباطی دارد.
حتما لیاقتش را دارند.

آری اینان وقتی ما را در اداره و بنیاد جانبازان یا بهتر بگویم بنیاد و اداره خودشان! می‌بینند، دعوایمان می‌کنند، ما را دیوانه خطاب می‌کنند.
از یقه ما می‌گیرند و مثل ... از اتاق مجللشان بیرون می‌اندازند.
تو را به خدا بگذارید چند لحظه ای نیزما در اتاقتان روی مبل سلطنتی، زیر کولر گازی بنشینیم، ما که در روستایمان کولر ندیده ایم.

نه آقای من، ما لیاقت نشستن در آنجا را نیز نداریم.
اینان مسئول، امید و مشاور خانواده جانبازان هستند!
اینان به عنوان مشاوره به زنانمان می‌گویند که برو از شوهرت طلاق بگیر! تو چه گناهی داری که زن جانباز شدی.

آری مولای من وضع این گونه است.
خود بهتر می‌دانی که چه نامه‌ها ننوشتم، با چه کسانی درد دل نکرده ام.
دیگر خسته شده ام، شاید این آخرین انشاء من باشد.

ای عزیزتر از جان؛
برگ‌ها و اسنادم را در پوشه سبزرنگ در گوشه اتاقمان دیده‌ای؟
اسم اداره کل بنیاد هم آنجا هست.
همان جائی که به زن بنده مشاوره داده بودند.
خدا پدرشان را رحمت کند.
نام فرد مسئول درمانی استانمان که با تهدید و توهین مرا از اتاقش بیرون انداخت هم آنجا هست.
حتماً برگه‌های پزشکی و نسخه‌هایم را نیز دیده‌ای.
پس به هر که بتوانم دروغ بگویم به تو و خودم که نمی‌توانم.

دیگر خسته شده‌ام.
از مسئولین چیزی نمی خواهم چون دیگر برایم ارزشی ندارند.
آخرش مثل خیلی از همرزمانم که بعد از جنگ به خاطر همین مشکل راحت شده و به آرزویشان رسیدند، من نیز تمام خواهم کرد.
پس زیاد نمانده است.
خواستم قلبم خالی شود.

حمید باکری گفته بود: دعا کنید شهید شوید که بعد از جنگ چه مشکلاتی به سرمان خواهد آمد. حیف که آن موقع نشد ، البته لایق نبودیم. پس اربابم مرا از همرزمانم جدا مکن.

جانباز شیمیایی ، محمد برقی - 6/12/86
استان آذربایجان شرقی - شهرستان شبستر- روستای شیخ ولی

منبع:سایت بچه های قلم

لینک ثابت
چه انتظار عجیبی!
تو در میان منتظران هم، عزیز من چه غریبی؛
عجیب‌تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت؛
چه بی خیال نشستیم، نه کوششی نه وفایی؛
فقطه نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی...

شاید عینی شدن شعر بالا را این‌روزها در کوچه‌ها و خیایان‌ها دیده باشیم! و وقتی کمی دقیق می‌شوی و جستجو می‌کنی، می‌بینی و می فهمی آن‌چه را که ای‌کاش نه می‌دیدی و نه می‌فهمیدی!

یک سال فراموشش کرده‌ایم و یکی دو روز مانده به میلادش، یادمان می‌آید که امام معصوم و حاضر و زنده‌ای هم داریم که نامش مهدی است و کنیه‌اش ابوالقاسم!

خیابان و کوچه و پیاده‌رو را چراغانی می‌کنیم و میز‌ها و دیگ‌ها می‌چینیم و از عاشقان امام زمان(عج) می‌خواهیم که برای پختن آش شب نیمه شعبان دور هم جمع شوند! و رشته و روغن و سبزی و... نذر کنند و از رهگذران را دعوت می‌کنیم برای خوردن آش شب نیمه شعبان، به نیت ظهور آقا امام زمان(عج)!! گرد هم آیند!!!

وقتی نوشتم؛

گفته‌اند:
" به انتظار نباید نشست، به انتظار باید ایستاد "؛
اما من گمان می‌کنم، برای رسیدن به حقیقت انتظار، حتی باید دوید!

بعضی از دوستان گفتند یعنی چه!!

...
و سلام عالم و عالمیان بر غریب غائب از نظر.

 

منبع:سایت بچه های قلم

لینک ثابت
نمی‌دانم؛...
شاید این یک دل‌نوشت باشد برای عقده گشایی این دل تاریک و شاید یک روزنوشت، برای گذران روزمرگی‌ام.

روزمرگی‌ای که مرا بی‌چاره کرده است و بهانه‌ای شده، برای کم کاری و بی‌معرفتی‌ام.

 سال گذشته در چنین روزهایی نوشتم:

" 1173 سال گذشت...

يتيمی سخته ولی وقتي 1173 سال يتيم باشی؛...
الانتظار اشد من الموت.

انتظار هم سخته، سخت‌تر از مرگ، به‌خصوص وقتی كه 1173 سال طول كشيده باشه و پايانش را هم ندانی.

تازه مرگ هم در يک چشم بر هم زدن مياد و ميره، ولی به انتظار نشستن لحظه به لحظش مثل مردن می‌مونه.

غربت سخته، آن‌هم غربتی كه 1173 سال طول كشيده باشه.

بي يار و ياور ماندن سخته، آخه شنيدم اگه 313 يار اصلی امام زمان(عج) جمع بشن آقا مياد.

يعنی 313  نفر توی اين 1173 سال بين ما...

و تو ای آقای من...

هنوز منتظری، منتظرتر از هر منتظر.

منتظری تا اين 1173 سال نشه 1174 سال".
....
و من امروز می‌نویسم؛ ...شد 1174 سال دوری و یتیمی!

و تو ای نویسنده این سطور و این کلمات! به خود بیا!

سال دیگر این موقع کجایی؟

زنده‌ای یا تو هم مثل خیلی‌های دیگر که فکر می‌کردند نیمه شعبان سال بعد چنین می‌کنند و چنان می‌کنند، غزل خداحافظی را خوانده‌ای و رفته‌ای؟!

شاید هم سال دیگر نوشتی: "1175 سال گذشت و تو نیامدی!! " و ورقی دیگر به کتاب روزمرگی‌هایت اضافه کردی!

گفته‌اند:
" به انتظار نباید نشست، به انتظار باید ایستاد "؛

اما من گمان می‌کنم، برای رسیدن به حقیقت انتظار، حتی باید دوید!

و باز غم نیمه‌ی شعبان! بر دلم سنگینی می‌کند.

 

منبع:سایت بچه های قلم

لینک ثابت

مهدويت ، غرب و بازيهاي رايانه‌اي

نويسنده:‌ مهدى حق وردى‏
 

يكى از اصول مشترك بين تمام اديان الهى و اساطير باستانى اقوام مختلف، بحث منجى موعود و آخرالزمان مى‏باشد؛ همان كسى كه شيعيان او را مهدى، مسيحيان او را عيسى، زرتشتيان او را سوشيانت و قوم‏هاى ديگر او را با نام‏هاى ديگر مى‏خوانند. تمامى منتظران ظهور، به مرحله‏اى معتقدند كه يك ضد منجى كه عصاره تمام شرارت‏هاست و تمامى نيروهاى شيطانى را به همراه خود دارد و مهم‏ترين مانع منجى موعود است، ظهور كند و در نبرد نهايى، ميان اين دو كه جنگى بسيار بزرگ و خونين است، منجى موعود به همراه يارانش، به كمك امدادهاى الهى، بر لشكر شيطان پيروز مى‏شوند. سربازان و ياران منجى، انسان‏هايى با ايمان و نيرومند هستند كه خود را از قبل براى چنين روزى آماده كرده‏اند.
كشيش پت رابرتسون (Pat Robertson)، يكى از رهبران صهيونسيم مسيحى مى‏گويد: «اكنون آمريكا نماينده خداست در روى زمين؛ براى ظهور مسيح». آرى، به اعتقاد آنان، آمريكا يا لااقل رهبران اين كشور، پيامبران معصومى هستند كه به دنياى پر از گناه فرستاده شده‏اند تا جهان را به سرمنزل مقصود برسانند. جرج بوش اول روز 6 مارس 1992م. در نشست مشترك سنا و مجلس نمايندگان كنگره آمريكا (كه بى‏شباهت به سخنرانى جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود)، خطابه معروفى ايراد كرد كه ضمن آن، سياست نظم نوين جهانى را اعلام كرد؛ سياستى كه طبق آن نمى‏توان پذيرفت گوشه‏اى از كره زمين از اصول آمريكايى در مورد آزادى‏هاى فردى و حكومت دموكراتيك معاف باشد؛ سياستى كه طبق آن، براى پيروزى در جنگ عليه تروريسم بين‏المللى، جنگ ايده‏ها و عقايد بايد راه انداخت. اين نظم نوين جهانى، به قول «فوكوياما» پايان تاريخ اسلام و دريايى فاشيستى براى شناى تروريست‏هاست و به قول «توماس فردمن» تحليل‏گر سياسى آمريكايى، اسلام، بزرگ‏ترين دشمن غرب است و جنگ با اين دشمن، تنها با ارتش ممكن نيست؛ بلكه بايد در مدارس ،كليساها، مساجد و معابد، به رويارويى با آن پرداخت.
هم اكنون سير محصولات فرهنگى غرب، براى تحقق بخشيدن به آرمان فوق، راهى بازارهاى كشورهاى مسلمان شده است؛ محصولاتى كه پس از استفاده از آنها، شخص از هويت و فرهنگ خود دل‏زده مى‏شود و آمريكا را به عنوان امپراتور صالح دنياى جديد مى‏پذيرد و او را عصاره نيروهاى خير عالم تصور مى‏كند. يكى از اين محصولات فرهنگى كه بسيار تأثيرگذار است، بازى‏هاى رايانه‏اى است كه بيشتر سرمايه‏هاى اجتماعى جهان اسلام را هدف گرفته است.
بيش از دو دهه است كه بازى‏هاى رايانه‏اى وارد بازار شده‏اند. اولين آنها، بازى‏هاى شركت آتارى (دستگاه TV GAME)، مانند بازى PONG بود كه تنها شامل دو خط، يك توپ و يك زمين، مانند زمين تنيس بود. پس از آن، بازى‏هاى ويدئويى، سير تكاملى خود را طى كردند و در اواسط دهه هشتاد، بازى‏ها بيشتر به سمت جنگى (WAR GAME) سوق پيدا كردند كه علت آن هم علاوه بر مسائل فنى، جوّ متشنج اواخر دهه 80 آمريكا بود كه ناشى از جنگ سرد با شوروى و ديگر برنامه‏هاى رئيس‏جمهور وقت (ريگان) بود.
پس از پايان جنگ سرد و فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، ايالات متحده كه خود را بى‏رقيب در جهان يافت، تصور امپراتورى بر دنيا را در سر پروراند و از هر وسيله‏اى براى اثبات و جا انداختن اين هدف استفاده كرده است. بازى‏هاى رايانه‏اى، يكى از اين ابزار و وسايل است. در اين بازى‏ها، آمريكا، مدينه فاضله و آرمان شهر و نهايت رفاه، صلح و امنيت معرفى مى‏شود و نظام فرهنگى آن، تنها سيستمى است كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ مى‏كند. تفكر حاكم بر اين بازى‏ها، نشئت گرفته از منجيان متنوع آخر الزمان است كه داراى ويژگى‏هاى منحصر به فردى مى‏باشند.

آخر الزمان تكنولوژيك‏
در آخر الزمان تكنولوژيكى، ربات‏ها و ساخته‏هاى دست بشر به مرحله‏اى از تكامل و هوش مى‏رسند كه عليه انسان‏ها دست به شورش زده، قصد نابودى نسل بشر را دارند و انسان‏ها نيز توانايى مبازه با آنها را ندارند. در اين زمان، يك منجى شجاع كه داراى قدرت عشق و ايمان است (خصيصه‏اى كه ماشين‏ها از آن بى‏بهره‏اند)، با آنها به مبارزه بر مى‏خيزد و پس از نبردهاى طولانى و سخت، نسل بشر را نجات مى‏دهد؛ مثلاً شما در بازى «ماتريكس» (ENTER THE MATRIX) به همراه يك گروه از آرمان شهرى به نام زايون (ZION)، وظيفه نجات جهان را از دست انسان‏نماها بر عهده مى‏گيريد و در حين بازى، بايد با شجاعت بى‏نظير خود، جهان را از دست ماشين‏هاى ديوصفت نجات دهيد.

آخر الزمان طبيعى
در آخر الزمان طبيعى، طبيعت سر به شورش برمى‏دارد و بشر را با حربه‏هايى مانند زلزله، گرد باد، طوفان، آتشفشان، سيل و... تهديد مى‏كند و يا دخالت‏هاى بى‏جاى انسان در ساختارهاى ژنتيك، باعث پيدايش غول‏ها و حيوانات ناشناخته عظيم‏الجثه‏اى مى‏شود؛ به عنوان مثال، در بازى «جزيره سايه‏ها»، شما براى نجات بشريت از دست آلن و اوبد مورتون كه پدر خود را كه يك دانشمند ژنتيك بوده، كشته‏اند و قصد دارند به وسيله تحقيقات پدرشان بر جهان مسلط شوند، وارد جزيره مى‏شويد.

آخر الزمان تخيلى
در آخر الزمان تخيلى، موجودات ناشناخته فضايى، زمين و نسل بشريت را به مخاطره انداخته، اين بار يك منجى بسيار دانا، با قدرت ماوراى انسانى به مبارزه با اين موجودات مى‏پردازد؛ به عنوان مثال، در بازى «سام ماجراجو»، شما به عنوان يك منجى و در نقش سام استون ظاهر مى‏شويد. سام به خاطر شجاعت فوق‏العاده‏اش در مبارزه با اين موجودات، به اسطوره‏اى تبديل شده، به كمك ماشين زمان، به گذشته برمى‏گردد تا جنگ بر عليه اين ياغيان را به نفع بشريت تمام كند.

آخر الزمان اسطوره‏اى‏
در آخر الزمان اسطوره‏اى، يك ضدمنجى از دل افسانه‏ها و اسطوره‏هاى باستانى پا به دنياى ما گذاشته، قصد نابودى بشر را دارد كه در اين حال، يك منجى آگاه به دنياى اسطوره‏ها و مجهز به جادو و سحر، ظهور مى‏كند و به مبارزه با اين دشمنان مى‏پردازد؛ مثلاً در بازى «نفرين شدگان»، شما به عنوان يك منجى و در نقش يك دختر يا پسر 15 ساله يك كشاورز، بازى را آغاز مى‏كنيد. در اين بازى، متجاوزان كراگ، به فرمان يك موجود اهريمنى، در جست‏وجوى جادو و سحرهايى براى حكمرانى بر تمام دنيا هستند. اين اهريمن، مى‏خواهد با استفاده از اين جادوها، تمام موجودات خوب دنيا از جمله شما را به اسارت در آورد و شما به عنوان يك ماجراجوى سرسخت، مبارزه با اين شيطان را بر عهده مى‏گيريد. شما براى اين كار، بايد از جنگل‏هاى انبوه و ژرف، دره‏هاى خشك، بيابان‏ها، سياه‏چال‏هاى مرطوب، گورستان‏هاى قديمى، كوه‏هاى پر از برف، غارهاى يخى و از عمق غارهاى پر از مواد مذاب عبور كنيد تا از اين فاجعه جلوگيرى كنيد.
يكى ديگر از ايده‏هاى حاكم بر بازى‏هاى رايانه‏اى، جنگ هسته‏اى است كه از آن با عنوان آرماگدون (armageddon) يا نبرد نهايى حق عليه باطل ياد مى‏شود كه استفاده از سلاح اتمى در آن، قابل پيش‏گيرى نيست و ظهور حضرت مسيح، بدون وقوع اين حادثه، ممكن نيست. در بازى‏هاى مختلف، به اين پديده پرداخته شده است؛ به عنوان مثال، شما در بازى مأمور مخفى 2، در نقش يك جاسوس خبره (كيت آرچر) ظاهر مى‏شويد كه مى‏بايد از وقوع جنگ هسته‏اى و نابودى نسل بشر توسط تروريست‏ها جلوگيرى كنيد.

آخر الزمان دينى‏
در ميان آخر الزمان‏هاى مختلف، آخر الزمان دينى، مورد توجه خاص قرار گرفته است. در اين آخرالزمان، انسان‏هاى شيطان‏صفت در قالب گروه‏هاى تروريستى و... قصد به دست گرفتن قدرت و نابودى تمامى عناصر پاك و خدايى را دارند و شما به عنوان منجى و در نقش جاسوس خبره و باايمان و يا سربازان ماهر و معتقد (عمدتاً سربازانى از ارتش آمريكا و انگليس) به عنوان پليس صلح جهانى ظاهر شده، به مبارزه با دشمنان بشريت مى‏پردازيد. حال ممكن است اين دشمن قبلاً در زمين به جنايت پرداخته باشد و شما مجدداً به مبارزه با آن مى‏پردازيد و يا دشمنانى كه در آينده پا به عرصه جهان خواهند گذاشت. بازى‏هايى همچون «اسلحه مرگبار»، «گروه ضربت» و «بازگشت به قلعه ولفن‏اشتاين»، از اين قبيل هستند. در بازى اسلحه مرگبار، شما در نقش يك گروه ضدتروريستى، بايد 11 مأموريت مختلف و پرهيجان را پشت سر بگذاريد و در طى عمليات، علاوه بر ناكام گذاشتن تروريست‏ها در فعاليت‏هايشان، اسناد و مدارك مختلفى را جمع‏آورى كنيد و به برنامه‏هاى آينده تروريست‏ها پى ببريد. در ضمن بايد گروگان‏ها را نجات دهيد و هر گونه خطا، باعث به خطر افتادن جان گروگان‏ها مى‏شود. در بازى گروه ضربت، در سال 2008م. به مبارزه با ميهن‏پرستان افراطى مسكو مى‏رويد كه قصد آنها، تأسيس مجدد امپراتورى اتحاد جماهير شوروى است. تاجيكستان، اوكراين، بلاروس و ديگر كشورهاى استقلال يافته، يكى پس از ديگرى در شرف پيوستن به اين امپراطورى هستند و شما كماندوهاى دلاورى هستيد كه خود را گروه ضربت مى‏ناميد و يا در بازى معروف بازگشت به قلعه ولفن اشتاين، مجدداً به مبارزه با نازى‏ها مى‏رويد. در اين بازى، تعدادى از فرماندهان ارشد اس.اس از جمله هيملر (فرمانده كل نيروهاى اس.اس) قصد دارند تا با توسل به تكنولوژى پيشرفته و با استفاده از قدرت‏هاى مافوق طبيعى، به جنگ عليه بشريت بيايند و شما در نقش مأمورانى از ستاد ضداطلاعات ارتش، بايد از اجراى اهداف فوق جلوگيرى كنيد و جهان را از نابودى نجات دهيد و يا در بازى «call of duty» شما در نقش سربازان انگليسى، آمريكايى و روسى، آموزش مى‏بينيد و براى مبارزه با آلمانى‏ها به منطقه اعزام مى‏شويد و پس از طى كردن مراحل مختلف، وارد برلين پايتخت آلمان شده، پرچم آزادى! را بالاى ساختمان‏ها به اهتزاز درمى‏آوريد.
علاوه بر بازى‏هاى ذكر شده كه به دشمنان بشريت در گذشته يا آينده پرداخت شده است، غرب سعى دارد سياست‏هاى تجاوزرانه كنونى خود را در عرصه بين‏الملل توجيه كند؛ اهدافى همچون مبارزه با تروريسم بين‏المللى، مبارزه با گروه‏هاى تروريستى، همچون القاعده و يا مبارزه با ديكتاتورهاى جهان، همچون صدام و... . اين روند، پس از 11 سپتامبر، با شتاب بيشترى پى‏گيرى شد؛ به عنوان مثال، در بازى نيروى دلتا (DELTA FORCE) شما به عنوان يك گروه ضدتروريستى، مأمور مى‏شويد تا با تروريست‏ها در هر كجاى دنيا كه از سوى آمريكا معرفى مى‏شوند، مبارزه كنيد. در قسمتى از اين بازى، شما وقتى وارد اردوگاه تروريست‏ها مى‏شويد، تصوير شيخ ياسين، رهبر حماس را (كه چندى پيش به دست دولت تروريستى اسراييل به شهادت رسيد) بر ديوار مى‏بينيد يا در بازى (DELTA FORCE 2)، براى مبارزه با تروريست‏ها وارد خوزستان مى‏شويد و با تروريست‏هايى مواجه مى‏شويد كه با چهره‏اى كريه، خشن و بدذات ترسيم شده‏اند. آنها لباس عربى بر تن دارند و با صورت‏هاى نتراشيده، ظاهر مى‏شوند. از بازى‏هاى ديگرى كه در اين زمينه مى‏توان به آنها اشاره كرد، بازى «جنگ ژنرال‏ها» و «طوفان صحرا» مى‏باشد. در جنگ ژنرال‏ها، شما به عنوان سربازان آمريكايى، مأموريت مبارزه و سركوب تروريست‏ها و دشمنان بشريت را داريد. در اين نبرد، شما به عراق براى مبارزه با رژيم صدام مى‏رويد و يا به افغانستان براى مبارزه با گروه القاعده مى‏رويد. نكات جالب توجه‏اى در اين بازى به چشم مى‏خورد؛ مثلاً در ابتداى بازى، فيلمى پخش مى‏شود كه هواپيما و هلى‏كوپترهاى آمريكايى در حال گشت‏زنى هستند و توسط دشمن مورد حمله قرار مى‏گيرند و سقوط مى‏كنند و پس از آن است كه شما وظيفه داريد متجاوزان را سركوب كنيد و اين، نشان مى‏دهد كه آمريكا هيچ‏گاه اولين گلوله را شليك نمى‏كند و فقط براى دفاع از خود، دست به تجاوز و حمله مى‏زند. همچنين در عمليات عراق و افغانستان، به هر نحو ممكن، از نمادها و سمبل‏هاى اسلامى استفاده شده است و به كسى كه اين بازى را انجام مى‏دهد، القا مى‏كند كه اسلام، علت اين خشونت‏هاست. در عراق، نيروهاى صدام، در جلوى مسجد استقرار دارند و در مزارشريف، مناره‏هاى مسجد ديده مى‏شود. در هر دو عمليات عراق و افغانستان، بعثى‏ها و گروه القاعده (دشمن) به رنگ سبز نشان داده مى‏شوند (كلاه‏ها، تانك‏ها، نفربرها و نيروهايى كه نشانه آنها رنگ سبز است) به نظر مى‏رسد كه اين انتخاب رنگ نيز بدون دليل نيست؛ همان‏طور كه در بازى‏هاى قديمى‏تر كه آمريكا به نبرد با دشمن مى‏رفت، تروريست‏ها و دشمنان، به رنگ قرمز (نماد شوروى) نشان داده مى‏شدند.
يكى ديگر از اين بازى‏ها كه شايد بهتر و جذاب‏تر از همه بازى‏هاى فوق طراحى شده، طوفان صحرا (DESERT STORM) است. داستان اين بازى، مربوط به زمان جنگ خليج فارس و حمله عراق به كويت است كه شما در آن، ابتدا در ارتش آمريكا تمامى دوره‏هاى آموزشى لازم را گذرانده، سپس به عراق اعزام مى‏شويد و وظيفه داريد مأموريت‏هاى محوله (در مرز عراق و كويت، داخل كويت، شمال عراق، مرز عربستان و...) را انجام دهيد و اهداف از قبل پيش‏بينى شده را نابود كنيد؛ اهدافى همچون فرودگاه‏هاى نظامى، سايت‏هاى موشكى، مراكز رادار، سايت‏هاى ضدهوايى و...
با مطالب عنوان شده، ديگر نمى‏توان به بازى‏هاى رايانه‏اى، تنها به عنوان ابزار جذاب براى تفريح و سرگرمى كودكان نگاه كرد؛ بلكه بايد به آنها از ديد دشمنان تفكر اسلامى نگريست و در مقابل، با توليد جانشين‏هاى مناسب براى اين‏گونه بازى‏ها - با توجه به عمق منابع ملى و مذهبى - به مبارزه با اين تجاوز پرداخت. آيا زمان آن نرسيده تا با منابع غنى ملى و باستانى ايران، بازى‏هايى همچون رستم و سهراب توليد شوند و يا با نگاهى به 8 سال دفاع مقدس، بازى‏هايى با محتواى عمليات‏ها، براى زنده نگه داشتن تاريخ جنگ توليد شوند و يا بازى‏هايى با عنوان انتفاضه، براى بيان جنايت‏هاى رژيم غاصب اسراييل و فداكارى‏هاى مسلمانان آن كشور، توليد و به بازار عرضه شوند؟

منابع:
روزنامه همشهرى.
سايت دارينوس.
سايت NP GAME.
كتاب پيش‏گويى‏هاى آخر الزمان.
كتاب دشمن خود را بشناس.

لینک ثابت
قرآن و مهدویت
سه شنبه 5 شهریور1387 | عمادطیبی
قيام و انقلاب جهانی واپسين ذخيره الهی، بزرگ‌ترين حادثه نظام آفرينش, در صحيفه آسمانی مسلمانان, فراوان مورد توجّه و اشارت قرار گرفته است.        بدون ترديد آيات نورانی قرآن كريم در باره اين ظهور و قيام ـ مانند بسياري از زمينه‏هاي ديگرـ بدون اين كه وارد جزئيات شود، به صورت اصولي و كلّي بحث كرده، از تشكيل حكومت عدل جهاني و پيروزي كامل بندگان شايسته در روي زمين سخن گفته است. اين گونه آيات را مفسران بزرگ شيعه و برخي مفسران اهل سنّت، به استناد سخنان نوراني معصومين علیهم السلام و دانشوران بزرگ اسلامي، مربوط به حضرت مهدي  علیه السلام ، ظهور و قيام جهاني آن حضرت  دانسته‏اند.    از مجموع آيات قرآني ـ كه ناظر به اين موضوع دانسته شده، و صراحت بيشتري دارد، جهت رعايت اختصارـ فقط به برخي  اشاره مي‌شود[1]:آيه نخست: خداوند بزرگ, آن گاه که آفتاب اميد و آرزوی راستين را در تاريکی ظلم و ستم, بر قلب بندگان شايسته خود تابيد, فرمود:( َلقَدْ كَتَبْنا فِي الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّكْرِ أنّ الارضَ يرِثُها عِبادِي‏َ الصّالِحُونَ)؛[2] و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايستة ما به ارث خواهند برد.  پيش از آن‌که به روايات معصومين علیهم السلام ذيل آيه اشاره شود توضيح اين نکات لازم است که:   ـ «زبور» داود ـ يا به تعبير کتاب‌هاي عهد قديم «مزامير داود»ـ عبارت است از: «مجموعه‏اي از مناجات‌ها و نيايش‌ها و اندرزهاي داود پيامبر  علیه السلام  ».[3]     ـ «ذكر» در اصل به معناي چيزي است كه مايه تذكر و يادآوري باشد؛ ولي در اين آيه ـ به قرينه معرفي آن قبل از زبور ـ به كتاب آسماني حضرت موسي  علیه السلام ، (تورات) تفسير شده است.   ـ «الارض» به مجموع كره زمين گفته مي‏شود؛ مگر اين كه قرينه خاصّي در كار باشد.   ـ «ارث» يعني چيزي كه بدون معامله و داد و ستد، به كسي انتقال مي‏يابد. و در قرآن كريم گاهي به معناي تسلط و پيروزي يك قوم صالح بر قوم ناصالح و در اختيارگرفتن موهبت‌ها و امكانات آنها گفته شده است.[4]     با توجه به اضافه شدن «بندگان» به «خدا»، ايمان و توحيد آنان روشن مي‏شود و با توجه به كلمه «صالحون» همه شايستگي‌ها به ذهن مي‌آيد: عمل،تقوا، علم و آگاهي، قدرت و قوت، و تدبير و نظم و درك اجتماعي.    هنگامي که بندگان با ايمان، اين شايستگي‌‌‌ها را براي خود فراهم سازند، خداوند نيز ياري مي‌كند تا آنان بر مستكبران غلبه يابند، دست‌هاي آلوده‏شان را از حكومت زمين كوتاه كنند، و وارث ميراث‌هاي آنها گردند.    بنابراين، «استضعاف» فقط دليل بر پيروزي بر دشمنان و حكومت بر زمين نيست؛ بلكه وجود ايمان و كسب شايستگي‌ها بايسته است و مستضعفان جهان تا زماني كه اين دو اصل را زنده نكنند به حكومت زمين نخواهند رسيد. خداوند در اين آيه به يكي از روشن‌ترين پاداش‌هاي دنيوي صالحان  كه حكومت روي زمين است اشاره كرده است. بعضی از روايات اين رخداد مهم را در عصر ظهور حضرت مهدي عجل الله فرجه  دانسته‌اند.    در تفسير اين آيه امام باقر   علیه السلام   فرمود: «[اين بندگان صالح]، همانا آل محمّد هستند كه خداوند مهدي آنها را پس از كوشش آنها مبعوث مي‌نمايد پس ايشان را عزّت داده، دشمنانشان را ذليل خواهد كرد».[5]     البته مفهوم اين روايات، انحصار نيست، بلكه بيان يك مصداق عالي و آشكار است، و اين تفسيرها هرگز فراگيری مفهوم آيه را محدود نمي‌سازد.    اين تعبيرها، دليل بر عموميت حكومت صالحان است و به‌طور كامل با احاديث قيام حضرت مهدي عجل الله فرجه   تطبيق مي‌كند. گرچه براي آنها كه بيشتر, حكومت ستمگران را ديده‌اند، مشكل است اين حقيقت را به آساني بپذيرند كه تمام اين حكومت‌ها بر خلاف و قوانين جهان آفرينش است و آن چه با آن هم آهنگ مي‌باشد همان حكومت صالحان با ايمان است .    ولي تحليل‌هاي فلسفي به اين جا  مي‌رسد كه اين يك واقعيت است؛ بنابراين جمله (أَنَّ الارضَ يرِثُها عِبادِي‏َ الصّالِحُونَ) پيش از آن كه يك وعده الهی باشد يك قانون تكويني محسوب مي‏شود.    نتيجه اين كه: نظام آفرينش دليل روشني بر پذيرش يك نظام صحيح اجتماعي در آينده، در جهان انسانيت خواهد بود، و اين همان چيزي است كه از آيه مورد بحث، و احاديث مربوط به قيام مصلح بزرگ جهاني استفاده مي‌شود. [6]    علامه طباطبايي پس از بيان ديدگاه‌های گوناگون در باره انواع وراثت مي‌نويسد: «از همين‌جا معلوم می‏شود كه آيه مورد بحث، خاصّ به يكی از دو وراثت‏های دنيايی و آخرتی نيست بلكه هر دو را شامل می‏شود. و مفسرينی كه آن را به وراثت آخرتی اختصاص داده‏اند و به آياتی كه مناسب با آن وراثت است تمسك جسته و چه بسا گفته‏اند همين معنا متعيناً مقصود است چون پس از اعاده ديگر زمينی نيست تا صالحان آن را ارث ببرند، حرف درستی نزده‏اند، زيرا معلوم نيست كه آيه مورد بحث عطف بر آيه قبلی‏اش كه متعرض مسئله اعاده بوده، شده باشد تا بگوييد پس از اعاده ديگر زمينی باقی نمی‏ماند. و ممكن است عطف به اول آيات باشد كه می‏فرمود: gفمن يعمل من الصالحاتf. آن مفسرينی هم كه آيه را به وراثت دنيايی اختصاص داده، حمل بر دورة  ظهور اسلام و يا دوران مهدی   علیه السلام   ـ كه رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم  در اخبار متواتره از آن خبر داده و شيعه و سنّی آنها را نقل كرده‏اند ـ كرده‏اند باز راه درستی نرفته‏اند، زيرا روايات مذكور هر چند متواتر و مسلم است،آيه را تخصيص نمی‏زند.    كوتاه سخن، همان‌گونه كه گفته شد آيه شريفه، مطلق است و شامل هر دو وراثت می‏شود. چيزی كه هست از نگاه سياق آن چه كه عقل و اعتبار اقتضاء می‏كند اين است كه آيه شريفه عطف بر همان جمله «فمن يعمل من الصالحات و هو مؤمن...» باشد، چون آن آيه به تفصيل حال اهل اختلاف از نگاه پاداش آخرتی اشاره می‏كرد و اين آيه به تفصيل حال آنان از نگاه پاداش دنيايي اشاره می‏كند. در نتيجه حاصل كلام اين می‏شود كه: ما بشر را به سوی دينی واحد دعوت كرديم؛ ليكن ايشان دين را قطعه قطعه کرده و در آن اختلاف كردند و مجازاتشان هم گوناگون شد؛ اما در آخرت آنهايی كه ايمان آوردند سعي‌شان مشكور و عمل‌شان مكتوب شد؛ و از كفار بر خلاف اين شد ـ و اما در دنيا، آنهايی كه ايمان آوردند زمين را به وراثت مالك شدند ـ به خلاف ديگران.   آن‌گاه مرحوم علامه در بحث روايي می‌نويسد: در معانی الاخبار به سند خود از محمّدبن سنان، از مفضل‌بن عمر، روايت كرده كه گفت: از امام صادق   علیه السلام   شنيدم، می‏فرمود: رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم  نگاهی به علی و حسن و حسين علیهما السلام كرد و گريست و فرمود: شما پس از من مستضعف خواهيد شد، مفضل می‏گويد گفتم: معنای اين كلام رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم  چيست؟ فرمود: معنايش اين است كه: پس از من شما اماميد، چون خداوند عزوجل می‏فرمايد: gوَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَی الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَf؛ پس اين آيه تا روز قيامت در باره ما جريان دارد و اين پيشوايی تا روز قيامت در ما جاری است.[7]    صاحب تفسير  الميزان در پايان اين بحث چنين می‌نويسد: در اين كه آيه مذكور در بارة اهل بيت علیهم السلام‏ است، روايات بسياری از طريق شيعه رسيده است، و از اين روايت برمی‏آيد كه همه روايات اين باب از قبيل جری و تطبيق مصداق بر كلی است.[8] در تفسير مجمع البيان نيز پس از ذکر رواياتی ذيل آية شريفه، آن را مربوط به حکومت حضرت مهدی عجل الله فرجه  دانسته است.[9]آيه دوم: اگر چه ستم گران و مستکبران چند روزی, عرصه را بر بندگان خوب و شايستة خدا تنگ می‌کنند، بايد بدانند ارادة قطعی خداوند, بر آن تعلق گرفته که روزی بينی مستکبران بر خاک ماليده شود و در آن روزگار کسانی که به استضعاف کشيده شده‌اند، وارثين زمين خواهند بود؛ که خداوند متعال فرمود:(وَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَی الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ)؛[10] و خواستيم بر كساني كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‏] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين‏] كنيم.   در اين آيه اصلی اساسی مطرح شده است: ارادة خداوند متعال بر آن تعلق گرفته که مستکبران ريشه‌کن شده، بندگان شايسته خداوند مورد عنايت ويژه قرار گيرند و سرانجام، پيشوايان و رهبران جهان شده، پهنای زمين در اختيار آنان قرار گيرد.    اين آيه نيز طبق سخن امام علي   علیه السلام    درنهج البلاغه و رواياتي از ديگر ائمه علیهم السلام، ـ كه اشاره خواهد شدـ به گونه‌اي، ناظر به پيروزي مستضعفان بر مستكبران است، و اين كه سرانجام، جهان از آنِ شايستگان خواهد شد.   بدون ترديد آية مورد نظر، هرگز از يك برنامه موضعي و خصوصي مربوط به بني اسرائيل سخن نمي‌گويد، بلكه بيان‌گر يك قانون فراگير براي همة عصرها و قرن‌ها و همة قوم‌‌‌ها و گروه‌ها است. اين بشارتي است در زمينه پيروزي حق بر باطل و ايمان بر كفر. اين نويدي است براي همه انسان‌هاي آزاده و آزادیخواه و کسانی که خواهان حكومت عدل و داد و برچيده شدن بساط ستم و جور هستند.   نمونه‏اي از تحقق اين خواست الهي، حكومت بني اسرائيل و نابودی حكومت فرعونيان بود. و نمونه كامل‌تر آن، حكومت پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  و يارانش پس از ظهور اسلام بود. و سرانجام گسترده‏ترين نمونه آن، ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كرة زمين به وسيلة حضرت مهدي عجل الله فرجه  است.    اين آيه از جمله آياتي است كه به روشني، ظهور چنين حكومتي را بشارت مي‏دهد، زیرا در روايات اسلامي مي‏خوانيم كه اهل‌بيت علیهم السلام، در تفسير اين آيه بشارت به اين ظهور بزرگ اشاره كرده‏اند.[11]    حضرت علي   علیه السلام   فرمود: «دنيا پس از چموشي و سركشي ـ هم‌چون شتري كه از دادن شير به دوشنده‏اش خودداري مي‏كند و براي بچه‏اش نگه مي‏دارد ـ به ما روي مي‏آورد ...» سپس آيه «ونريد ان نمن...» را تلاوت فرمود.[12]     در حديث ديگري از همان امام بزرگوار مي‏خوانيم كه در تفسير آيه بالا فرمود: «اين گروه آل محمّدصلی الله علیه و آله و سلم  هستند؛ خداوند مهدي آنها را پس از زحمت و فشاري كه بر آنان وارد مي‏شود برمي‏انگيزد و به آنها عزّت مي‏دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مي‏كند».[13]    البته حكومت جهاني مهدي عجل الله فرجه ، هرگز حكومت‌هاي اسلامي محدودتر را که پيش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران نخواهد بود، و هر زمان شرايط آن را فراهم سازند، وعده حتمي و مشيت الهي در باره آنها تحقق خواهد يافت و اين پيروزي نصيبشان مي‏شود.[14]آيه سوم: بدون ترديد, خداوند به تمام وعده‌هايي که داده است, عمل خواهد کرد. به ويژه در جايي که به آن وعده تصريح هم کرده باشد. يکی از وعده‌های بسيار مهّم خداوند، وعده به بندگان مؤمن خود است:(    وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْض كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضی‏ لَهُمْ وَ لَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يعْبُدُونَني‏ لا يشْرِكُونَ بي‏ شَيئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ)؛[15] خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه به حتم آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همان‌گونه كه كساني را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن ديني را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزي را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد، آنانند كه نافرمانند.   از آن جا كه در آيات پيش از اين آيه، سخن از اطاعت و تسليم در برابر فرمان خدا و پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  بود، آيه مورد بحث همين موضوع را ادامه داده و نتيجه اين اطاعت را كه همان حكومت جهاني است بيان مي‏كند، و با تاکید مي‏گويد: «خداوند به كساني كه از شما ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مي‏دهد كه آنها را به طور قطع خليفة زمين خواهد كرد، همان‌گونه كه پيشينيان را زمين بخشيد. و دين و آييني را كه براي آنها پسنديده، به طور ريشه‏دار و پا بر جا در صفحه زمين مستقر سازد. و ترس آنها را، به امنيت و آرامش مبدّل خواهد كرد. و آن چنان مي‌شود كه فقط مرا مي‏پرستند و چيزي را شريك من قرار نخواهند داد.    مسلم است پس از سيطره حكومت توحيد و استقرار آيين الهي و از ميان رفتن هر گونه اضطراب و ناامني و هرگونه شرك، كساني كه پس از آن كافر شوند فاسقان واقعي هستند.       به هر حال از مجموع آيه چنين برمي‏آيد كه خداوند به گروهي از مسلمانان كه داراي اين دو ويژگی (ايمان و عمل صالح)هستند، سه نويد داده است: 1. استخلاف و حكومت روي زمين. 2. نشر آيين حق به‌طور اساسي و ريشه‏دار در همه جا.3. از ميان رفتن تمام اسباب ترس, وحشت و ناامني .    و نتيجه اين امور آن خواهد شد كه با نهايت آزادي، خدا را بپرستند و فرمان‌هاي او را گردن نهند؛ هيچ شريك و شبيهي براي او قائل نشوند و يگانه‌پرستی حقیقی را در همه جا بگسترانند.   در اين كه جملة «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ»  اشاره به چه اشخاصي است كه پيش از مسلمانان داراي خلافت شدند، در ميان مفسران گفت وگو است: بعضي آن را اشاره به آدم و داود و سليمان ـ دانسته‏اند، چرا كه قرآن در آيه 30 سوره «بقره» درباره حضرت آدم   علیه السلام   مي‏فرمايد: (إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَة)؛ من در زمين جانشينی خواهم گماشت. و در آيه 26 سوره «ص» در باره حضرت داود   علیه السلام   مي فرمايد: (يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْض)؛ اي داود, ما تو را جانشين در زمين گردانيديم.و از آن‌جا كه سليمان  علیه السلام  به مقتضاي آيه 16 سوره «نمل» وارث حكومت داود علیه السلام  بود، جانشين خدادر روي زمين شد.    اما جمعي معتقدند كه اين آيه اشاره به بنی اسرائيل دارد، زيرا آنها با ظهور موسي  علیه السلام  و درهم شكسته شدن قدرت فرعون و فرعونيان، مالك حكومت زمين شدند؛ چنان كه در آيه‌اي ديگر مي‏فرمايد: (وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتي‏ بارَكْنا فيها)؛[16] و به آن گروهی که پيوسته تضعيف می شدند, [بخش های] شرق و عرب سرزمين [فلسطين] را ـ که در آن برکت قرار داده بوديم، به ميراث عطا کرديم.... هم چنین درباره همان‌ها مي‏فرمايد: (وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْض)؛ ما اراده كرده‏ايم كه قوم مستضعف (مؤمنان بني اسرائيل) را در روي زمين تمكين دهيم (و صاحب نفوذ و تسلط سازيم).    درست است كه در ميان بني اسرائيل حتي در عصر موسي  علیه السلام  ، افراد ناباب و فاسق و گاهی افراد كافري بودند، حكومت به دست مؤمنان صالح بود (بنابراين ايرادي كه بعضي از مفسران به اين تفسير كرده‏اند با اين بيان دفع مي‏شود) تفسير سوم نزديك‌تر به نظر مي‏رسد .     در آيه خوانديم خدا وعدة حكومت بر زمين و تمكين دين و آيين و امنيت كامل را به گروهي كه ايمان دارند و اعمالشان صالح است، داده است. اما در اين كه منظور از اين گروه از نگاه مصداقي چه اشخاصي هستند؟ باز در ميان مفسران گفت وگو است: بعضي آن را مخصوص صحابه پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  دانسته‏اند كه با پيروزي اسلام در عصر پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  صاحب حكومت در زمين شدند (البته منظور از ارض، تمام زمين نيست بلكه مفهومي است كه بر جزء و كل صدق مي‏كند).  بعضي مفهوم آن را چنان گسترده دانسته‏اند كه اين وعده را شامل تمام مسلماناني كه داراي اين صفت اند، مي‏دانند. و گروهي آن را اشاره به حكومت مهدي عجل الله فرجه  مي‏دانند كه شرق و غرب جهان در زير پرچم حكومتش قرار مي‏گيرد؛  آيين حق در همه جا نفوذ مي‏كند و ناامني و ترس و جنگ از روی زمين بر‌چيده مي‏شود، و بندگی بدون شرك براي جهانيان تحقق مي‏يابد.    بدون شك آيه شامل مسلمانان نخستين مي‏شود و به طور قطع حكومت مهدي عجل الله فرجه  كه طبق عقيده همه مسلمانان اعم (شیعه و سنی) سراسر زمين را پر از عدل و داد مي‏كند پس از آن كه ستم و جور همه جا را گرفته باشد مصداق كامل اين آيه است، ولي با اين حال مانع از گستردگي مفهوم آيه نخواهد بود.    به علاوه شأن نزول آيه نيز نشان مي‏دهد كه نمونه‏ کوچکی از اين حكومت در عصر پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  براي مسلمانان (هر چند در اواخر عمر آن حضرت) به دست آمده است.    ولي باز تكرار مي‏كنيم كه نتيجة تمام زحمات پيامبران، و تبليغات مستمر و پي‏گير آنها، و نمونة کامل حاكميت توحيد، امنيت كامل و عبادت خالي از شرك در زماني تحقق مي‌يابد كه مهدي  علیه السلام ، سلالة پاك انبيا و فرزند پيامبر اسلامصلی الله علیه و آله و سلم  ظاهر شود.[17]    آن چه از همة مطالب بر می آید که خدای سبحان به کسانی که ايمان آورده و عمل صالح انجام می‌دهند، وعده می‌دهد که به زودی جامعه‌ای برايشان برپا می‌کند که به تمام معنا صالح باشد، و از لکه ننگ کفر، نفاق و فسق پاک باشد، زمين را ارث برد و در عقايد و اعمالشان جز دين حق، چيزی حاکم نباشد. در امنيت زندگی کنند، ترسی از دشمن داخلی يا خارجی نداشته باشند، از کيد نيرنگ‌بازان و ظلم ستم گران و شر زورگويان آزاد باشند.   و اين جامعه طيّب و طاهر با صفاتی که از فضيلت و قداست دارد، تا کنون در دنيا ایجاد نشده، و دنيا از روزي که پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم  به پیامبری مبعوث شدند، چنين جامعه‌ای به خود نديده‌، ناگزير اگر مصداقی پيدا کند، در روزگار مهدی  علیه السلام  خواهد بود.[18]   ابو بصير از امام صادق  علیه السلام  روايت كرده كه آن حضرت ذيل آيه شريفه چنين فرمود: «درباره قائم و ياران او نازل شده است».[19]همان گونه كه گفتيم اين تفسيرها به معناي انحصار آيه نيست، بلكه بيان مصداق كامل است. يادآور می‌شويم افزون بر موارد ياد شده، در کتاب‌های مفصل به آيات فراوان ديگر نيز اشاره شده است.[20] 


[1] . ذکر آن لازم است که برخي از دانشمندان شيعه بيش از يکصد آيه از آيات قرآن را مربوط به حضرت مهدي عجل الله فرجه  و حکومت ايشان ذکر کرده‌اند .ر.ک: سيّد هاشم بحرانی، المحجة فيما نزل فى القائم الحجة عجل الله فرجه  .
[2] .  سوره انبياء (21)، آيه  105.
[3] . ر.ک: محمّد حسين طباطبايي, ترجمه تفسير الميزان, ج14, ص166.
[4] .  ر. ك: اعراف (7)، آيه137.
[5] . «هُمْ آلُ محمّد يَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛  شيخ طوسی رحمه الله علیه، كتاب الغيبة، ص184. 
[6] . ناصر مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 13، ص 515 ـ 524 .(با تصرف)
[7] . محمّدبن علی‌بن حسين‌بن بابويه صدوق, معانی الاخبار, ص79.
[8] .  محمّد حسين طباطبايي, ترجمه تفسير الميزان, ج14, ص166.
[9] . فضل بن حسن طبرسی, مجمع البيان, ج16, ص172.
[10] . سوره قصص(28)، آيه 5.
[11] . ر.ک: محمّدبن حسن طوسی, التبيان, ج8, ص129؛ علی بن ابراهيم قمی, تفسير قمی, ج2, ص133.
[12] . «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيا عَلَينَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَي وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ Gوَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏F»؛ نهج البلاغه، ص 506، 209.
[13] . «هُمْ آلُ محمّد يبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ»؛ محمّدبن حسن طوسي ، كتاب الغيبة، ص184.
[14] . ناصر مکارم شيرازی و ديگران, تفسير نمونه, ج16, ص18ـ19.(با تصرف)
[15] .  نور(24)، آيه 55.
[16] . سوره اعراف(7)، آيه 137.
[17] . ناصر مکارم شيرازی و ديگران, تفسير نمونه، ج  14، ص530 ـ 532، (با تصرف).
[18] . محمّد حسين طباطبايي, تفسير الميزان, ج15, ص220.
[19] . «نزلت في الْقَائِمُ وَ أَصْحَابُهُ»؛ شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص 173 ؛ محمّدبن ابراهيم نعماني، الغيبة، ص240، ح35.
[20] . ر. ک: سيّد هاشم بحراني، سيمای حضرت مهدی عجل الله فرجه در قرآن، ترجمه سيد مهدی حايری قزوينی
 
منبع:سایت حجةالاسلام سلیمیان
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " 313javan " برای " عمادطیبی " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم